تبليغات X

مظلومیت یعنی: گروه محصولی، منحرفین، مصباحیون، تندروها، وکیل الدوله‌ها و …

جبهه پایداری را می‌توان مظلوم‌ترین جبهه‌ی انتخابات مجلس نهم نامید. گروهی که به خاطر پایداری بر اصول و عدم همراهی با “استراتژی اغماض”، چنین مورد حمله همه جانبه‌های رسانه‌های زنجیره‌ای قرار گرفته‌اند.

بعضی آنها را گروه محصولی می‌نامند، تا مثلا وجود فردی مثل محصولی را در جبهه پایداری، برجسته کنند.

بعضی آنها را منحرف می‌نامند و سعی دارند که آنها را مرتبط با حلقه‌ی انحرافی معرفی کنند.

بعضی به آنها مصباحیون می‌گویند، تا اثبات کنند جبهه پایداری تحت تسلط تعدادی محدود از شاگردان و همراهان یک نفر خاص هست.

بعضی آنها را تندرو و رادیکال می‌نامند، تا بدین ترتیب به مردم القا کنند که با حضور جبهه پایداری در مجلس شاهد رفتارهای تند و درگیری‌های فراوان خواهیم بود که به حذف تکثر فکری و اقتدارگرایی گروهی خاص خواهد انجامید.

بعضی آنها را وکیل الدوله می‌نامند و به دنبال اثبات روابط پشت پرده‌ی آنها با دولت احمدی نژاد هستند تا مثلا مردم را از ایجاد مجلسی تحت تسلط دولت و مجلسی بی‌خاصیت و پیرو بترسانند.

همیشه پایداری جواب می دهد

برای درک چرایی هجمه شدید تخریبی علیه جبهه پایداری باید به سال ۸۴ بازگردیم. آن روزهایی که فردی به نام احمدی نژاد از دل موج شدید تخریبی چپ و راست، بدون داشتن رسانه و بدون وابستگی به هیچ حزب و جناح، بدون وابستگی به کانون‌های قدرت و ثروت، توانست رأی مردم را به سمت خود جلب کند.

آن روزی که همه در شُکی عمیق فرو رفتند و از درک واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی موجود در جامعه ناتوان ماندند.

امروز نیز شاهد شکل گیری و اعلام موجودیت گروهی هستیم که پایبندی به گفتمان ۲۷ خرداد و سوم تیر ۸۴ را سرلوحه خویش قرار داده است. پایبندی به گفتمانی که از کلام و منویات ناب امام و رهبری سرچشمه می‌گیرد و انعکاس درد دل مردم کوچه و بازار است.

در طول تاریخ همواره “مظلومیت” با اهل حق همراه بوده است. در تاریخ انقلاب اسلامی خودمان نیز هر جا فردی بیشتر ندای حق سر داده ، بیشتر تخریب شده و بیشتر در انزوای رسانه‌ای قرار گرفته است.

با مرور شاخص‌های مطرح شده توسط امام خامنه‌ای پیرامون کاندیدای اصلح(+)، چند شاخص است که بیشتر نمایان است از آن جمله: انقلابی بودن، پرنشاط و جوانگرا بودن، دردشناس و دردمند بودن.

تا جایی که سخنان امام خامنه‌ای را بررسی کرده ام، ندیدم جایی رهبری در دوران قبل از انتخابات اشاره داشته باشند که کاندیدای اصلح کسی است که مصلحت اندیش و اهل نرمش و مدارا باشد. ولی همواره تاکید فراوانی بر پرنشاط و جوانگرا بودن، دردشناسی و عدم وابستگی به کانون‌های قدرت و ثروت را داریم.

اما گروهی که وابسته به کانون های قدرت و ثروت نباشند، همیشه در معرض تهاجمات سنگین رسانه‌ای و تخریبی قرار دارند. و به همین دلیل است که جبهه‌ای مثل “جبهه پایداری” چنین مظلومانه سیلی‌خورِ “پایداری” خود است.

دوست ندارم از محدودیت‌های شدیدی که برای بچه‌های جبهه پایداری مخصوصا در شهرستان‌ها توسط ارگان‌های مختلف به وجود آمده سخن بگویم ولی همینقدر می‌توانم سخن بگویم که مظلومیت ناشی از “پایداری بر حق” را دوست دارم.

بیش از این نمی خواهم این مطلب را ادامه بدهم و برای آشنایی با منطق حمایت من از جبهه پایداری توصیه می‌کنم مطالب قبلی ام را که در ادامه لینک کرده ام، مطالعه بفرمایید.

*

لینک مرتبط:

موج دوم خالص سازی و جبهه ی پایداری

شاخصه های نماینده اصلح از نگاه امام خامنه ای / وقتی “مدارا کردن” شاخص نیست!

اتحاد یا سهمیه بندی انحصاری قدرت ؟

من عااااااشق رأی مردم هستم !

 زنگ خطر ماکیاولیسم رسانه ای

عمار فتنه نبودیم، عمار انحراف که هستیم!

 *

ارتباط سایت ندای انقلاب و جریان انحرافی

۱ اسفند ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

سایت “ندای انقلاب” که چندی است به جمع رسانه‌های زنجیره‌ای منتقد (بی انصاف) دولت پیوسته، در مطلبی اختصاصی به افشای همایش انتخاباتی جریان انحرافی پرداخته است.(+)

در این مطلب بدون ذکر هیچ مدرک معتبری، پنج نکته به عنوان “دلایل” ارتباط این همایش با انتخابات و جریان انحرافی آورده شده است. سه عکس محو شده و نامربوط نیز به عنوان گزارش تصویری همایش در این مطلب دیده می‌شود.

این روزها همه‌ی محافل رسانه‌ای و سیاسی و انتخاباتی، بخش زیادی از پتانسیل خود را به تبری از جریان انحرافی و بیان ویژگی‌های عجیب و غریب این جریان و هزینه‌های کلان و صدها میلیاردی آن برای انتخابات اختصاص داده‌اند.

در این بین، آنچه به عنوان “غول بی شاخ و دم جریان انحرافی” معرفی می‌شود، در حد تحلیل و حدس و گمان باقی مانده و اندک مدارکی که با “هیجان خاصی” در رسانه‌ها افشا می‌شوند، معمولاً بی پایه و بی‌منطق است.

خوب است به عنوان نمونه، ۵ دلیل سایت “ندای انقلاب” که برای اثبات تحرکات انتخاباتی جریان انحرافی بیان شده است را با هم بررسی کنیم:

۱٫ سخنران این مراسم عنصر ثابت ستاد انتخاباتی جریان انحراف بود.
* ستاد انتخابات جریان انحرافی خود ادعایی است که نیاز به اثبات دارد؟
* این ستاد چیست و کجاست و این عنصر ثابت کیست؟
* آیا سخنرانی اطرافیان احمدی نژاد که دارای پست قانونی هستند در یک همایش دولتی را می‌توان تبلیغات سیاسی نامید؟

۲٫ در بنر‌های طراحی شده برای این مراسم به طور افراطی از ستاره ۶ گوشه و نماد‌هایی نزدیک به نماد‌های فراماسونری و غربی استفاده شده بود.
* لطف کنید عکس‌های این نمادهای فراماسونری را بگذارید تا ما هم متوجه بشویم؟
* این روزها دوستان فراماسون‌یاب از در و دیوار، علائم شیطان‌پرستی پیدا می‌کنند، حال شما اثبات کنید که متولیان این همایش به عمد از این نمادها استفاده کرده‌اند.

۳٫ استفاده دائم سخنرانان این مراسم از عباراتی نظیر منجی نهایی جهان، بستر سازی ظهور، امام زمان(عج)، فلسفه ظهور و…
* فایل صوتی این ادعای شما کجاست؟
* آیا هر کسی که از امام زمان صحبت می‌کند، منحرف است؟

۴٫ اختلاط دختر و پسر‌های شرکت کننده در این مراسم 
* عکس‌های این اختلاط کجاست؟
* شما می‌توانید تلاش کنید تا در تمامی سالن‌های همایش دیوار بکشند تا اختلاط به وجود نیاید.

۵٫ استفاده زیاد سخنرانان از این جمله که”ملاک یاری رساندن صرفا انسان بودن است نه دین و مذهب!”
* فایل صوتی این ادعا کجاست؟
* در ضمن کجای این جمله غلط است؟
* آیا ما تنها وظیفه داریم به مسلمان‌ها کمک کنیم؟

در ادامه عکس‌های افشاگرانه سایت “ندای انقلاب” از این همایش را جهت انبساط خاطر قرار می‌دهم!

افشاگری سایت ندای انقلاب از همایش انتخاباتی جریان انحرافی

این مثلا آرم ارگانی است که جریان انحرافی مدیریت آن را در دست گرفته است

افشاگری سایت ندای انقلاب از همایش انتخاباتی جریان انحرافی

این عکس افشاگرانه ندای انقلاب است!

افشاگری سایت ندای انقلاب از همایش انتخاباتی جریان انحرافی

با این عکس دیگه حریف ضربه فنی شده و تسلیم می شود!

به جای “تخریب” طرف مقابل می توان از او “بد دفاع” کرد و به جای دفاع از طرف مقابل می توان او را “بد تخریب” نمود. این شکل ناشیانه‌ی تخریب “جریان انحرافی” توسط سایت “ندای انقلاب”، بهترین دفاع از این جریان است.

حال این سوال مطرح می شود که: آیا بین “سایت ندای انقلاب” و “جریان انحرافی” پیوندی وجود دارد یا خیر؟!

*

لینک مرتبط:

عمار فتنه نبودیم، عمار انحراف که هستیم!

 زنگ خطر ماکیاولیسم رسانه ای

“شنیده شده است” های فارس / حرفه ای گری رسانه ای قربانی جدال سیاسی

رسانه ی اصولگرا و این همه تناقض!

رسانه های وابسته به سپاه تا چه اندازه ولایی هستند !

طلب یاری رسانه ی اصولگرا از اصلاح طلبان برای تخریب دولت!

افشای لیست نامزدهای جریان انحرافی

*

تصویر متحرک / معجزه قبیله گرایی: ۱+۶=۸+۷

۳۰ بهمن ۱۳۹۰ ۴ دیدگاه

وقتی اصولگرایی فدای قبیله‌گرایی می‌شود از دل ۸+۷، “وحدت” حاصل نخواهد شد.

ای کاش دوستان جبهه متحد، مردانه بر همان استراتژی “مدارا و اغماض” پایبند بودند!

معجزه قبیله گرایی ۸+۷=۱+۶

-

لینک مرتبط:

شاخصه های نماینده اصلح از نگاه امام خامنه ای / وقتی “مدارا کردن” شاخص نیست!

موج دوم خالص سازی و جبهه ی پایداری

اتحاد یا سهمیه بندی انحصاری قدرت ؟

من عااااااشق رأی مردم هستم !

عمار فتنه نبودیم، عمار انحراف که هستیم!

*

عمار فتنه نبودیم، عمار انحراف که هستیم!

۲۷ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱ دیدگاه

در طول تاریخ اسلام “عمار”ها با توجه به سخنان و منویات ولی امر زمان خود و درک شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه و با شناخت فتنه‌ها و انحرافات، مسیر صحیح را تشخیص داده و شجاعانه و ایثارگرانه مردم را نسبت به مسیر صحیح و موانع آن اگاه می‌کنند.

“عمار” با تمام هستی خود وارد میدانِ بصیرت‌دهی به عموم جامعه می‌شود هر چند در این راه منافع و جان خود را از دست بدهد.

عمار بودن به فریاد زدن و “های و هوی” نیست. خیلی وقت‌ها یک عمار با سکوت خود، به مردم بصیرت می‌دهد. یعنی اگر امام و رهبرش از او بخواهد که فریاد بزن، فریاد می‌زند و اگر بخواهد ساکت باش، ساکت می‌شود.

دوستانی که در فتنه ۸۸ نه تنها عمار نبودند بلکه با سکوت و همراهی خود مصداق کامل “خواص بی بصیرت” شدند، این روزها هوس “عمار بودن” به سرشان زده است. این روزها چنان از “جریان انحرافی” سخن می‌رانند که گویی عمارگونه در حال افشای ماهیت زشت یک خطر عظیم هستند که تمام داشته‌های سی ساله‌ی انقلاب را از بین خواهد برد.

این دوستان از تحقق پیش بینی‌های خود در رابطه با “انحراف” گفتمان ناب ۲۷ خرداد، سوم تیر و ۲۲خرداد می‌گویند و با ادعای دلسوزی برای انقلاب و اسلام و خط امام، سخن از “جریان انحرافی” را به نُقل محافل خود تبدیل کرده‌اند.

اما عمارهای فتنه ۸۸ کجا و عمارهای جریان انحرافی کجا؟!

اصلا  فتنه ۸۸ کجا و جریان انحرافی کجا؟!

مگر نه اینکه اولین و مهمترین ویژگی عمار در ولایت مداری اوست و فریاد و سکوت او از دل منویات رهبر و امامش منبعث می‌شود. پس بگذارید کمی سخنان امسال رهبر انقلاب را پیرامون “انحراف” و جریان‌های انحرافی بررسی کنیم.

رهبر انقلاب در سال ۹۰، پیرامون مباحث زیر از واژه “انحراف” استفاده کرده‌اند:

* با وجود انحرافاتی که در صدر اسلام به وجود آمده، پیام بعثت چنان عظمتی پیدا کرده است که تمام تمدن‌های امروز مدیون اوست.

*  فداکاری امام حسین(ع) که مانع از انحراف عظیم در جامعه اسلامی شد.

* یکی از پروتکل‌های صهیونیست‌ها ایجاد انحراف اخلاقی در نسل‌های بشر بوده است.

* از خصوصیات بسیج این است که به سمت اهداف والاى انقلاب اسلامى، بدون هیچگونه انعطاف و انحراف حرکت می‌کند.

* انعطاف در اصول انقلاب و اسلام به دلیل هجمه تبلیغاتی بیگانگان، انحراف است.

*  تکیه بر یکی از سه بعد “عقلانیت”، “معنویت” و “عدالت” بدون توجه به ابعاد دیگر، انحراف است.

* دو تصوّر انحرافی که توسط دشمنان به مسلمانان تحمیل شده است: ۱٫ تلقین ناتوانی مسلمانان؛ ۲٫شکست ناپذیری دشمنان.

* تذکر رهبری در چند سخنرانی پیرامون ایجاد انحراف در انقلاب‌های منطقه. (از جمله: تحجر، نژادپرستی، غرب زدگی، خرافه گرایی، اختلافات مذهبی و…)

مشروح را در پیوست ملاحظه کنید.

اصطلاح “جریان انحرافی” در سال۹۰ در گفتمان سیاسی جامعه رشد پیدا کرد و الان هم پایه ثابت تمام مجالس و مباحث سیاسی شده است.  اصطلاح فتنه ۸۸ نیز در سال ۸۸ به بعد وارد گفتمان سیاسی جامعه شده است.

رهبری بارها و بارها در بیانات ۲-۳ سال اخیر خود به فتنه ۸۸ اشاره کرده اند ولی حتی یک بار نیز از اصطلاح “جریان انحرافی” یا وجود “انحراف جدی در دولت” سخن نگفته‌اند.

دوستانی که امروز  عمارنماگونه از جریان انحرافی سخن می‌رانند، در ماجرای فتنه ۸۸ کجا تشریف داشتند؟

بله! عده‌ای هم در ماجرای “فتنه ۸۸″ نقش عمار را به خوبی ایفا کردند و هم در ماجرای “جریان انحرافی” به روشنگری می‌پردازند، ولی باید مراقب باشند که به هر مسئله‌ای متناسب با اهمیت آن بپردازند.

وقتی شخصی مثل علامه مصباح (که به حق الگوی تمام عیار عمارهای زمانه است) از “انحراف” سخن می‌گوید، حرف ایشان از سر دلسوزی است و هدف ایشان نیز جلوگیری از سرخوردگی پیروان “گفتمان ناب سوم تیر” است. بنابراین سخنان او کاملا متفاوت با کسانی است که برای جبران عقب‌ماندگی خود در “فتنه ۸۸″ به دستاویزی به نام “جریان انحرافی” چنگ زده‌اند.

“گروهک انحرافی” که در اطراف رئیس جمهور باعث رنجش دلسوزان گفتمان ناب انقلاب اسلامی شده، همواره در سخنان امام خامنه‌ای به عنوان یک “حاشیه” مطرح شده است که نباید تبدیل به اصل شود.

رهبری ضمن تاکید بر هوشیاری و نقادی و تذکر دادن، همواره از ما خواسته اند که به شکل جامع و کلی قضاوت کنیم و در رابطه با عملکرد دولت احمدی نژاد نیز باید مجموع فعالیت‌های دولت را در نظر گرفت.

امروز گفتمان ناب انقلاب اسلامی، گفتمان ۲۷ خرداد ۸۴، گفتمان سوم تیر نیاز به عمارهایی دارد تا در این فضایی که همه ادعای عمار بودن دارند، بتوانند این پرچم را همچنان برافراشته نگه دارند. نباید گذاشت عده‌ای، انحراف گروهی کوچک در دولت را به گفتمان ناب سوم تیر نسبت دهند و از آب گل آلود گروهک انحرافی برای خود ماهی صید کنند.

در انتخابات پیش رو شعارها خیلی به هم نزدیک شده است، باید مراقب عمارنماها بود…

این عمار

پیوست: مشروح سخنان امام خامنه‌ای با کلید واژه “انحراف” در سال ۹۰

و این در حالى است که از بعد از دوران نبى مکرم اسلام، از بعد از همان دوران ده‌ساله، حوادث گوناگون و تلخى هم براى امت اسلامى به وجود آمد؛ موانع به وجود آمد، اختلافات به وجود آمد، درگیرى‌هاى داخلى پیدا شد. با همه‌ى اینها، انحرافاتى که در طول زمان به وجود آمد، ناخالصى‌هائى که در جریان اسلام پیدا شد و رشد کرد، پیام پیغمبر اکرم و پیام بعثت در طول سه چهار قرن توانست آن عظمت را به وجود بیاورد که همه‌ى دنیا و همه‌ى تمدنهاى امروز مدیون آن تمدن قرن سوم و چهارم هجرى مسلمانان است. این یک تجربه است.

بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث ۰۹/۰۴/۹۰

———–

همین حرکت، اسلام را حفظ کرد. همین حرکت موجب شد که ارزشها در جامعه پایدار بشوند، بمانند. اگر این خطر را نمیپذیرفت، حرکت نمیکرد، اقدام نمیکرد، خونش ریخته نمیشد، آن فجایع عظیم براى حرم پیغمبر، دختر امیرالمؤمنین و فرزندان خاندان پیغمبر پیش نمى‌آمد، این واقعه در تاریخ نمیماند. این حادثه‌اى که میتوانست جلوی آن انحراف عظیم را بگیرد، باید به همان عظمت آن انحراف در ذهن جامعه و تاریخ، شوک ایجاد میکرد و کرد.  این فداکارى امام حسین است.
بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران۱۳/۰۴/۹۰

———–

یکى از مواد آن پروتکلها این بود که باید نسلهاى بشرى از رویّه‌ها و روشهاى انسانىِ متعارف دور بشوند؛ دچار انحرافات اخلاقى بشوند. حالا هدف چیست، جاى بحث فراوانى دارد. یکى از اصول کارهاى فراهم کنندگان این تفکر انحرافى و خطرناک صهیونیستى، همین بوده. انسان روزهاى اول شاید باور نمیکرد، اما بتدریج انسان باور میکند. میخواهند الگوسازى کنند؛ حالا این نوعِ بدترش است، اما شکلهاى گوناگون دیگرى هم دارد.
بیانات در دیدار نخبگان و برگزیدگان کرمانشاه۲۶/۰۷/۹۰

———–

بسیج نگاه میکند ببیند که این حرکت عمومى انقلاب و نظام از مسیرِ درست منحرف نشود؛ مراقب است که انحراف به وجود نیاید؛ هر جا انحرافى مشاهده شد، بسیج در مقابل آن مى‌ایستد. این از جمله‌ى خصوصیاتى است که مربوط به بسیج است؛ یعنى در مقابل انحرافات مى‌ایستد. خط مستقیم به سمت اهداف والاى انقلاب اسلامى، بدون هیچگونه انعطاف و انحراف؛ از خصوصیات بسیج این است.
بیانات در دیدار بسیجیان استان کرمانشاه‌۲۲/۰۷/۹۰

———–

سر قضیه‌ى قصاص به ما اعتراض میکنند و فشار مى‌آورند، سر قضیه‌ى دیه به ما فشار مى‌آورند، سر قضایاى گوناگون در مسائل مختلف به ما فشار مى‌آورند؛ لذا ما تسلیم شویم؛ انعطاف به این معنا باشد. نه، این انحراف است؛ این انعطاف نیست. باید توجه کنیم، همان آیه‌ى شریفه‌ى «و ان تطع اکثر من فى الارض» اینجا هم جارى است. نباید به خاطر اینکه رادیوهاى بیگانه و تبلیغات خصمانه و اتاقهاى فکر دشمن و کمربسته‌ى علیه نظام اسلامى، راجع به فلان حکم، راجع به فلان مبنا اعتراض میکنند، فریاد میکشند، ما بیائیم بگوئیم حالا تجدید نظر کنیم براى اینکه با دنیا هماهنگ شویم؛ نه، این خطاست، این انحراف است؛ به این انحراف نباید دچار شد.
بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌۱۷/۰۶/۹۰

———–

عقلانیت امام هم از اسلام است، معنویت هم معنویت اسلامى و قرآنى است، این بُعد هم از متن قرآن و متن دین گرفته شده است؛ و آن، بُعد عدالت است. اینها را باید با هم دید. تکیه‌ى بر روى یکى از این ابعاد، بى‌توجه به ابعاد دیگر، جامعه را به راه خطا میکشاند، به انحراف میبرد.
بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی(ره)۱۴/۰۳/۹۰

———–

از بزرگترین آفتهائى که فرهنگ غربى بر کشورهاى اسلامى وارد کرد، دو تصور غلط و انحرافى بود: یکى تلقین و تزریق ناتوانى ملتهاى مسلمان؛ باوراندند که از شما کارى برنمى‌آید؛ نه در میدان سیاست، نه در میدان اقتصاد، نه در میدان علم؛ گفتند شما ضعیف هستید. ما کشورهاى اسلامى ده‌ها سالِ طولانى در این باور غلط باقى ماندیم و عقب ماندیم. تلقین دوم و باور دومى که به ما تزریق کردند، بى‌نهایت بودن و غیر قابل شکست بودن قدرت دشمنان ماست. اینجور تفهیم کردند که آمریکا را که نمیشود شکست داد، غرب را که نمیشود به عقب‌نشینى وادار کرد؛ مجبوریم در مقابل اینها تحمل کنیم.
بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس جهانی «جوانان و بیدارى اسلامى ۱۰/۱۱/۹۰

———–

هر ادعاى دیگرى در مورد ماهیت این جنبشها که با شعار «اللّه اکبر» صورت گرفته، نادیده گرفتن واقعیت در جهت بهره‌بردارى‌هاى دیگر و تحمیلها و انحرافات بعدى است. آینده‌ى این انقلابها با همین اصول سنجیده خواهد شد و معیار اصالت یا انحراف انقلابها همین آرمانها خواهد بود. ضد را به ضد میتوان شناخت و انقلابها را به ضدیت با صفات رژیمهائى که به لرزه افتاده‌اند. انقلابیون همچنان باید مراقب هدف‌تراشى‌ها و تلاشهائى که براى تغییر شعارها صورت میگیرد، باشند.
«سلفى‌گرى» اگر به معناى اصولگرائى در کتاب و سنت و وفادارى به ارزشهاى اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفى غربزدگى باشد، همگى سلفى باشید؛ و اگر به معناى تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامى ترجمه شود، با نوگرائى و سماحت و عقلانیت – که ارکان تفکر و تمدن اسلامى‌اند – سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سکولاریزم و بى‌دینى خواهد شد.

خطبه‌های نماز جمعه تهران۱۴/۱۱/۹۰

-

لینک مرتبط:

شاخصه های نماینده اصلح از نگاه امام خامنه ای / وقتی “مدارا کردن” شاخص نیست!

موج دوم خالص سازی و جبهه ی پایداری

اتحاد یا سهمیه بندی انحصاری قدرت ؟

من عااااااشق رأی مردم هستم !

 زنگ خطر ماکیاولیسم رسانه ای

طلب یاری رسانه ی اصولگرا از اصلاح طلبان برای تخریب دولت!

افشای لیست نامزدهای جریان انحرافی

*

شاخصه های نماینده اصلح از نگاه امام خامنه ای / وقتی “مدارا کردن” شاخص نیست!

۲۵ بهمن ۱۳۹۰ ۳ دیدگاه

 امثال ما که خود را ولایت‌مدار می‌نامیم، می‌توانیم با چند ساعت تلاش، شاخصه‌های نماینده اصلح را از نگاه رهبرمان، امام خامنه‌ای بیابیم.

با استفاده از گردآوری‌های دوستان دیگر و اندکی تلاش در چند ساعت، این کار را انجام دادم. در بخش اول فقط تیترها را می‌گذارم و در بخش دوم، مشروح سخنان رهبری را ذیل هر تیتر قرار می‌دهم.

با دقت در این شاخص‌ها، چیزی به نام “مدارا” با افراد و گروه‌هایی که “پیشینه عملکردی نامناسب، ضعیفی یا حتی غلطی” داشته‌اند را نمی‌بینیم. در عوض تأکید بر عدم اتصال به کانون‌های قدرت و ثروت، داشتن روحیه مردمی، دردمندی، دردشناسی، بانشاطی و جوانگرایی را داریم.

امیدوارم همه‌ی ما بتوانیم ولایی و انقلابی رأی بدهیم.

-

الف: شاخصه های نماینده اصلح از نگاه امام خامنه‌ای

  1. بهترین از لحاظ ایمان، اخلاص و امانت‌داری، دین‌داری و تقوا
  2. معتقد به نظام، انقلاب، شعارهای انقلاب و خط امام
  3. کارآمد ، توامند و متخصص متعهد
  4. وصل نبودن به کانون های قدرت و ثروت و مخالف شدید فساد
  5. مردمی، دلسوز، دردشناس و دردمند مردم
  6. عدالتخواه و خدمت‌گزار
  7. جوانگرا، پرامید، پرنشاط و شجاع

-

شاخصه های نماینده اصلح از نگاه امام خامنه ای

-

ب: مشروح شاخصه های نماینده اصلح از نگاه امام خامنه‌ای

-

۱٫ بهترین از لحاظ ایمان، اخلاص و امانت‌داری، دین‌داری و تقوا

۱٫۱٫ هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزه های انتخابیه این است که دقت کنند، نگاه کنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب کنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دینداری و آمادگی برای حضور در میدان های انقلاب؛ دردشناس ترین و دردمندترین نسبت به نیازهای مردم را انتخاب کنند. (.بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم یزد ۱۲/۱۰/۱۳۸۶٫)

۱٫۲٫ کسی که می‌آید به مجلس، باید با تقوا باشد. اوّلین شرط تقواست: «انّ اکرمکم عنداللَّه اتقاکم. (در دیدار اقشار مختلف مردم قم, ۱۸/۱۰/۸۲)

۱٫۳٫ نماینده باید متدیّن باشد. بی‌دینی و بی‌تقوایی چیز بدی است؛ هرجا باشد، انسان را آسیب‌پذیر می‌کند. اگر در جای حسّاس باشد، آسیب‌پذیری آن بسیار گران تمام خواهد شد. (خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران, ۲۴/۱۱/۸۲)

۱٫۴٫   نماینده باید متدیّن باشد؛ انسانهای متدیّن می‌توانند مورد اعتماد قرار گیرند. (در اجتماع بزرگ مردم قزوین, ۲۵/۹/۸۲)

۱٫۵٫ یکی از مهمترین ارکان نظام، مجلس شورای اسلامی است. اگر در مجلس نمایندگان مؤمن، بااخلاص و توانمند حضور داشته باشند، مجلس خیلی از گره‌ها را می‌تواند باز کند. (در دیدار با مردم قم, ۱۸/۱۰/۸۲)

-

 ۲٫  معتقد به نظام، انقلاب، شعارهای انقلاب و خط امام

۲٫۱٫ به کی رأی بدهند؟ شاخص این است که شعارهای انقلاب بایستی به وسیله ی مسئولین و منتخبین ما روز به روز زنده تر شود این شاخص است… باید کسی را بگذاریم که معتقد به این حرکت باشد، معتقد به این راه باشد، معتقد به آن هدف باشد، معتقد به توانائی های ملی باشد، معتقد به اسلام، معتقد به انقلاب باشد و شاخص ها را قبول داشته باشد. (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم آذربایجان به مناسبت روز ۲۹ بهمن۲۸/۱۱/۱۳۸۶)

۲٫۲٫ هر کس که به این نظام معتقد و پایبند است، می‌تواند وارد میدان انتخابات شود. کسانی که این نظام و قانون اساسی را قبول ندارند، آمدنشان به مجلس خطاست و خودشان هم بایستی بدانند که از نظر این ملت آمدن آنها به مجلس خطاست. معلوم است کسانی که این قانون اساسی و این ملت و کارها و شعارها و راه و اهدافش را قبول ندارند، نباید به مجلس بیایند؛ اما آن کسانی که نظام، اسلام، قانون اساسی و امام را قبول دارند، باید به میدان رقابت بیایند؛ منتها رقابت سالم و نه رقابت لجوجانه و عنادآمیز. (در دیدار اقشار مختلف مردم قم, ۱۸/۱۰/۸۲)

۲٫۳٫ بهترین کسانی را هم که می‌شود انتخاب کرد، کسانی هستند که انسان نسبت به آنها اطمینان دارد که وقتی وارد مجلس شورای اسلامی شدند، مورد اعتماد و اطمینانند و خدای نکرده، دچار انحراف و فساد نخواهند شد و برای مردم و اسلام و مسلمین و رفاه امور کشور و پیشبرد اهداف انقلاب و گسترش و تعمیق ارزشهای انقلابی، تلاش خواهند کرد و تحت تأثیر دشمن قرار نخواهند گرفت. نیروهای انقلاب را به مجلس شورای اسلامی بفرستید و ان‌شاءاللَّه مجلس را کامل کنید. (پیام نوروزی, ۱/۱/۷۵)

۲٫۴٫ وکیل آینده‌ی مجلس، باید دنبال راه امام و در خطّ او باشد؛ آن مرد بزرگ و انسانی که دشمنانش هم به عظمت و صداقت و شجاعت او اذعان و اعتراف می‌کردند. آن انسانی که ایرانِ ضعیف و وابسته را از چنگ آدمهای فاسد و مدیران نالایق و وابسته بیرون آورد و به دستِ خودِ ملت داد. آن انسانی که توانست حرکت مردم را هدایت و این ملت را مجتمع و متّحد کند و در راه آن هدف عظیم، به حرکت بیندازد. خطّ امام و ارزشها و وصیّت‌نامه‌ی او را فراموش نکنید. آنچه را که این ارزشها به شما می‌آموزد، آنها را در آدمی سراغ کنید و وقتی پیدا کردید؛ قربة الی‌اللَّه و محض رضای خدا، نام او را در صندوق رأی بیندازید. این، مجلس شورای اسلامی لایق شما و این ملت می‌شود. کار را این طور دنبال کنید. (خطبه‌های نماز عید فطر, ۱/۱۲/۷۴)

-

۳٫  کارآمد ، توامند و متخصص متعهد

۳٫۱٫ البته توانمند، با اخلاص و عالِم هم باشد. صلاحیت بر اساس این مسائل است و مسؤولان دستگاه‌های مختلف – چه وزارت کشور، چه شورای نگهبان و چه دستگاههایی که در زیرمجموعه‌ی این مراکز مشغول فعالیت هستند – باید معیارشان را قانون قرار دهند؛ زیرا در قانون این مسائل پیش‌بینی شده است. (در دیدار اقشار مختلف مردم قم, ۱۸/۱۰/۸۲)

۳٫۲٫ نماینده باید کارآمد هم باشد. بعضیها متدیّن هستند، اما از آنها کاری ساخته نیست. باید به‌گونه‌ای باشند که بتوانند وظایفی را که بر عهده‌شان قرار دارد، انجام دهند. (خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران, ۲۴/۱۱/۸۲)

۳٫۳٫ وابستگی از لاابالیگری دینی حاصل می‌شود. نه این‌که هر کس متدیّن نیست، وابسته است؛ نه. بالاخره انگیزه‌های گوناگونی وجود دارد. اما کسی که متدیّن است، یک مانع اضافه برای وابسته شدن دارد. این خیلی مهم است. شنیده‌ام بعضی در حول و حوش مرحله‌ی اوّل انتخابات، گفته بودند «فلانی – شاید اسم ما را هم نیاورده بودند – یا برخی دیگر این قدر روی تدیّن تکیه می‌کنند، چه اهمیتی دارد؟ باید آدمهای متخصّص به مجلس راه پیدا کنند. دکترها و مهندسها به مجلس بروند و مملکت را اداره کنند!» این، اشتباه است. نه این‌که برای مجلس، متخصّص لازم نیست. چرا؛ برای مجلس، متخصّص لازم است. ولی ما امروز تخصّص کم نداریم. عرض من این است که: ای ملت ایران! بین همین مهندسها و دکترها، میان همین متخصّصها و کارشناسها، بگردید متدیّنها را انتخاب کنید! به صرف ادّعا، اکتفا نکنید. فردی را که می‌خواهید برگزینید، باید متدیّن باشد. متدیّن که شد، آن وقت انسان احساس خاطر جمعی می‌کند. (در دیدار فرماندهان ارتش, ۲۸/۱/۷۵)

۳٫۴٫ اگر نماینده‌ای به مجلس برود که از مسائل کشور درک لازم را نداشته باشد؛ فاقد هوشمندی، آگاهی، سواد و معرفت لازم باشد، به‌درد نمی‌خورد. نمایندگی کار مهّمی است. (خطبه‌های نماز جمعه, ۲۰/۱۱/۷۴)

-

۴٫ وصل نبودن به کانون های قدرت و ثروت و مخالف شدید فساد

۴٫۱٫   این خیلى خطر بزرگى است که کسى به خاطر تأمین نمایندگى در یک دوره، نزدیک بشود به صاحبان ثروت یا به صاحبان قدرت؛ این خیلى چیز بدى است؛ این از آن چیزهایی است که خداى متعال از آنها نمی‌گذرد و انتقام خواهد گرفت. این چیزها روى شخص، روى عاقبت ـ عاقبت به خیرى که این‌قدر برایش اهمیت قائلیم ـ و روى جامعه اثر منفى می‌گذارد. (دیدار با نمایندگان مجلس  تاریخ ۸/۰۳/۹۰)

۴٫۲٫ مردم باید کسانى را انتخاب کنند که به کانون‌هاى ثروت و قدرت متصل نباشند؛ کسانى باشند که واقعاً مردم اینها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دینشان، بر طبق وظایف انقلابى‌شان عمل کنند؛ که حالا بحث در این‌باره زیاد است. ( در جمع مردم کرمانشاه. ۲۰/۷/۹۰)

۴٫۳٫ ارتباط نامزدها با مراکز ثروت و قدرت را بسیار مخرب دانستند و خاطرنشان کردند: این، همان شیوه ای است که در باصطلاح دموکراسی های دنیا بویژه در امریکا مرسوم است و نامزدها با حمایت مالی کمپانی ها، شرکتها و افراد ثروتمند، وارد انتخابات می شوند و بعد از پیروزی در انتخابات نیز وامدار این افراد هستند و به جای خدمت به مردم، در جهت منافع صاحبان قدرت و ثروت، قانون وضع می کنند. (در دیدار با مردم قم ۱۶/۱۰/۹۰) 

۴٫۴٫ باید ضدّ فساد هم باشد و با فساد مالی و اقتصادی به‌شدّت و به‌جد، از بُن‌دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه کند. (در دیدار اقشار مختلف مردم قم,۱۸/۱۰/۸۲)

۴٫۵٫ اگر نماینده‌ای بر سرِ کار آید که قبل از ورود به مجلس، خود را وامدار دیگران کرده و مجبور باشد در مجلس وام آنها را ادا کند؛ نانهایی به قرض گرفته باشد و بخواهد به مجلس که رفت، قرض خود را ادا کند؛ به‌درد نمی‌خورد. (خطبه‌های نماز جمعه, ۲۰/۱۱/۷۴)

۴٫۶٫  نماینده، طمع‌ورز هم نباید باشد. بعضیها دهانشان که به اندک چیزی از طرف دشمن شیرین شد، همه چیز را از دست می‌دهند! اگر بخواهید نماینده‌ای مرعوب نشود، مفتون نشود، دچار طمع نشود، سراغ آدم امین و متدیّن بروید. معروف است آدمهایی که خودشان هم امین نیستند، وقتی بخواهند مالشان را نگهدارند، دست یک آدم امین می‌دهند! امانت، یک ارزش است. ممکن است انسانِ متدیّن یک وقت اشتباه هم بکند؛ اما وقتی که فهمید اشتباه کرده، برمی‌گردد. این خیلی ارزش است. اینها مثل آن کسانی نیستند که اگر اشتباه می‌کنند، پا روی لغزشگاه می‌گذارند و به طرف جهنّم می‌لغزند؛ وقتی هم فهمیدند، سرِ حرفشان می‌ایستند که نخیر، همین است و تا آن اعماق می‌روند! (در دیدار کارگزاران حج, ۲۶/۱۱/۷۸)

-

۵٫ مردمی، دلسوز، دردشناس و دردمند مردم

۵٫۱٫ هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزه‌های انتخابیه این است که دقت کنند، نگاه کنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب کنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دینداری و آمادگی برای حضور در میدانهای انقلاب؛ دردشناس‌ترین و دردمندترین نسبت به نیازهای مردم را انتخاب کنند. ( در اجتماع بزرگ مردم یزد, ۱۲/۱۰/۸۶)

۵٫۲٫ [نماینده باید] دلسوز مردم – بخصوص طبقات محروم – باشد و برای آنها کار و فکر کند. من در انتخاباتِ دوره‌ی قبل – شاید در نماز جمعه بود – گفتم نامزدهای انتخابات مراقب باشند خود را وامدار ثروتمندان و قدرتمندان و امثال اینها نکنند. اگر کسی وامدار دستگاهها و اشخاص و وامدار پول و قدرت شد، دیگر نمی‌تواند برای مردم دلسوزی کند. پس دلسوزی هم یک شرط بزرگ است. (خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران, ۲۴/۱۱/۸۲)

۵٫۳٫ دیگر این‌که باید طرفدار محرومین باشد؛ بداند که در کشور محرومیت هست و سعی و همّت او باشد که رفع محرومیت کند. (در دیدار اقشار مختلف مردم قم, ۱۸/۱۰/۸۲)

-

۶٫ عدالتخواه و خدمت‌گزار

۶٫۱٫  مردم همیشه طرفدار نمایندگانی با ایمان، خدمتگزار، عدالتخواه، امین، و تلاشگر در راه عزت و استقلال کشورند، و در هر دوره کسانی را که دارای این ویژگیها دانسته‌اند، به نمایندگی برگزیده‌اند. به اعتماد مردم ارج نهید و از این ویژگیها در مجلس، پاسداری کنید. (پیام آغاز به کار مجلس هفتم، ۶/۳/۸۳)

۶٫۲٫   نماینده باید خدوم، امتحان داده، با کفایت، برنامه‌دار، خوشنام و جوانگرا باشد و به جوانان اعتقاد داشته باشد. چنین افرادی در هر جای کشور حضور دارند، باید خود را موظّف بدانند و بروند نامزد شوند. (در اجتماع بزرگ مردم قزوین, ۲۵/۹/۸۲)

 ۷٫ جوانگرا، پرامید، پرنشاط و شجاع

۷٫۱٫ نماینده‌ی مردم باید شجاع باشد. این ملت، ملت شجاع و آزاده‌ای است؛ ملتی است که تهدید قدرتهای متکبّر جهانی او را به عقب نمی‌نشاند؛ بنابراین نماینده‌ی او هم باید شجاع باشد و نترسد؛ شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذیرش حرف حق. اگر خودتان توانستید کسانی را بشناسید که دارای این خصوصیات باشند، بروید به آنها رأی دهید؛ اما اگر خودتان آشنایی ندارید، در هر نقطه‌ی کشور از آدمهای امینی که به آنها اطمینان داشته باشید، بپرسید؛ آنها معرفی می‌کنند، تا ان‌شاءاللَّه یک مجلس قوی، مردمی و متّکی به آراءِ مردم تشکیل شود و بتواند کارهای بزرگی را که بر عهده‌ی او قرار دارد، انجام دهد و مردم را – طبق آنچه شایسته‌ی این مردم آزاده و بزرگ است – ان‌شاءاللَّه راضی و خشنود کند، که این رضایت الهی را هم به دنبال دارد. ( خطبه‌های نمازجمعه‌ی تهران, ۲۴/۱۱/۸۲)

۷٫۲٫ روحیه و نشاط و امید و قوّت و روحیه‌ی انقلابی در او وجود داشته باشد تا بتواند راههایی را که به نظر بن‌بست می‌رسد، بشکافد و پیش برود.» (در اجتماع بزرگ مردم قزوین, ۲۵/۹/۸۲)

۷٫۳٫ ببینید و بفهمید چه کسی را به مجلس می‌فرستید. آن کسی که به عنوان وکیل این ملتِ انقلابی و مؤمن و شجاع به مجلس می‌رود، باید انقلابی و مؤمن و شجاع باشد. اگر نگوییم شجاعترین و مؤمن‌ترین و انقلابی‌ترین؛ لااقل در سطح این توده‌ی عظیم مردم که این گونه از خود درخشش نشان می‌دهند، باشد… دنبال آدمهای مؤمن و شجاع و انقلابی و کسانی که بتوانند قدرت این ملت را که در سایه‌ی ارزشهای انقلابی است حفظ کنند، باشید. کسانی که وقتی قوانینی می‌گذارند و موضعی می‌گیرند و نطقی می‌کنند، همه در این جهت باشد. این طور آدمی، شایسته‌ی آن است که به عنوان وکیل این ملت، به مجلس شورای اسلامی برود؛ آن کسی که بفهمد امام چه می‌گفت، چه می‌خواست و چرا می‌خروشید. (خطبه‌های نماز عید فطر, ۱/۱۲/۷۴)

۷٫۴٫ نماینده باید کسی باشد که مرعوب نشود. چه کسی مرعوب نمی‌شود؟ آدمی که دلش به خدا متّکی باشد. وقتی انسان به خدا متوکّل بود، از هیچ‌کس مرعوب نمی‌شود. ما یک نمونه‌ی زنده‌ی کسانی را که مرعوب نمی‌شوند در زمان خودمان دیدیم – یعنی امام (ره) – و هزاران نمونه‌ی دیگر را در میدان جنگ و در میدانهای سیاست ملاحظه کردیم… مرعوب شدن، صفت خیلی بدی است. حالا یک وقت انسان در خانه‌ی خودش نشسته است و مرعوب می‌شود – این یک نفر آدم است – اما یک وقت انسان در مسند مسؤولیتی نشسته است – در مجلس است، در دولت است – او اگر مرعوب شد، واویلاست! مرعوب شدن او، یعنی از دست دادن بسیاری از امکانات این ملت! نماینده نباید مرعوب شود. (بیانات در دیدار کارگزاران حج, ۲۶/۱۱/۷۸)

-

لینک مرتبط:

موج دوم خالص سازی و جبهه ی پایداری

اتحاد یا سهمیه بندی انحصاری قدرت ؟

من عااااااشق رأی مردم هستم !

*

دسته‌ها:دو کلام حرف جدی, گاه نوشت سیاسی - اجتماعی برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تصویری / انقلاب به توان سی و سه

۲۲ بهمن ۱۳۹۰ ۹ دیدگاه

انقلاب به توان سی و سه یعنی انقلابمان هر سال پرتوان‌تر از قبل به راهش ادامه می دهد.

در ادامه بعضی از عکس‌هایی که از حضور پرشکوه مردم در راهپیمایی بیست و دوم بهمن تهران گرفته ام را می گذارم.

البته امروز من مسئولیت تعداد نسبتا زیادی از بچه‌ها رو به عهده داشتم که نتونستم درست و حسابی عکس بگیرم ولی طبق قولی که داده بودم این عکس‌ها رو گرفتم و گذاشتم. ببخشید خلاصه…

*

عاشقان امام خامنه ای

تصاویر راهپیمایی 22 بهمن

*

تا زمانی که ما نفس می کشیم این پرچم هرگز زمین نخواهد خورد

تصاویر راهپیمایی بیست و دوم بهمن

*

از قدیم میگن: خونی که در رگ من است، اگر چه ناچیز و کم است….

تصاویر راهپیمایی بیست و دوم بهمن

*

عکس یادگاری با پهپاد / وقتی این تصویر رو رسانه های غربی برای جهانیان مخابره می کنند چه حسی دارن؟!

تصاویر راهپیمایی بیست و دوم بهمن

*

عکس حرفه ای رو داری! ماشاالله جمعیت

تصاویر راهپیمایی بیست و دوم بهمن

*

تراکم جمعیت امسال عجیب بود

تصاویر راهپیمایی بیست و دوم بهمن

*

قضیه این دو بچه حزب اللهی باحال اینه که:

داشتم برا خودم می چرخیدم، که این دو نفر من رو صدا کردن، گفتن: عکس میگیری از ما برادر؛ ضرر نمی کنیا!

گفتم باشه خرج نداره، الان ازتون میگیرم

گفتن: عکس ما رو که گرفتی تو کامپیوتر دیده نمیشه احتمالا!

گفتم: آره چهره تون خیلی شبیه شهداست، خوبیش اینه که تو فیلم آخرش منم شهید میشم

خلاصه یه چند دقیقه با این دو عزیز صفا کردیم…

تصاویر راهپیمایی بیست و دوم بهمن

*

این رو گذاشتم به عنوان آخرین عکس تا حالمون خراب نشه

دوستان “جبهه متحد اصولگرایان” وانت وانت از این پلاکاردها پخش می کردن

متاسفانه به دلیل ازیاد این پلاکاردها اکثرا روی زمین و زیر دست و پای ملت ریخته شده بود

گروه های مختلف سیاسی هم در ورژن کوچک تر این کار رو تکرار کرده بودن که نتیجه اون چیزی جز سوء استفاده از احساسات پاک مردم نیست…

اگر خالصانه می خواهید کمک کنید نیاز نیست آرم خودتون رو درشت بزنین.

تصاویر راهپیمایی بیست و دوم بهمن

*

لینک مرتبط:

بزرگداشت دهه‌ی فجر یعنی: شما برای مردم چه کرده‌اید؟

*

طرح های قبلی:

طرح / ما همه سرباز توئیم خامنه ای

والپیپر به مناسبت ۹ دی

پوستر ۹ دی / کهکشانی از عشق به ولایت

*

انقلاب به توان ۳۳

انقلاب به توان سی و سه، یعنی انقلابی هر روز توانمند تر از دیروز

سخن از توامندی انقلاب ما دیگر به تکرار رسیده و آنچه عیان است چه حاجت به بیان است.

این طرح رو دو سال پیش طراحی کرده بودم. تقدیم به همه عاشقان امام خامنه‌ای

ما همه سرباز توئیم خامنه ای گوش به فرمان توئیم خامنه ای

اگر عمری باشد فردا شکوه حضور مردم را از دریچه دوربین به شما نمایش خواهم داد…

*

طرح های قبلی:

والپیپر به مناسبت ۹ دی

پوستر ۹ دی / کهکشانی از عشق به ولایت

*

اتحاد یا سهمیه بندی انحصاری قدرت ؟

۱۹ بهمن ۱۳۹۰ ۴ دیدگاه

مشکل از آنجا شروع می‌شود که ما معنی حزب را نمی‌دانیم.

آیا وقتی چند نفر وزیر و وکیل دور هم جمع می‌شوند و یک اسم و آرم برای خودشان انتخاب می‌کنند، آنها یک حزب هستند؟

حزب، با پشتوانه مردمی، معنا پیدا می‌کند. حزب در حقیقت گروهی از مردم و شهروندان یک جامعه است که دارای آرمان‌ها و نگرش‌های نزدیک به هم هستند و برای دست ‌یابی به این آرمان‌ها و اهداف، تشکیلات منظمی را ایجاد می‌کنند.

کسانی که به عنوان شورای مرکزی و مسئول و سخنگوی یک حزب معرفی میشوند، در حقیقت نمایندگان بخشی از مردم جامعه هستند و درخواست‌ها و تفکرات آنان را بازگو می‌کنند.

احزاب برای رسیدن به قدرت سیاسی، با تلاشی مداوم، جهت کسب حمایت مردمی و تغییر نگرش طیف‌های مختلف فکری جامعه و نزدیک کردن تفکرات آنها به تفکرات خودشان و اقناع افکار عمومی، با یکدیگر مبارزه می‌کنند.

با این تعریف، شما قضاوت کنید و نظر بدهید آیا گروه‌هایی که تحت عنوان جبهه متحد اصولگرایان، دور هم جمع شده اند، حزب و نماینده مردم هستند یا خیر؟

جبهه متحد اصولگرایان

باهنر نماینده ی کدام بخش از مردم جامعه است؟

اصلا حزبی به نام طرفداران قالیباف وجود دارد که او به تنهایی به عنوان یک حزب و نماینده مردم، برای خود نماینده تعیین می‌کند؟

جمعیت ایثارگران و رهپویان، نماینده کدام گروه از مردم هستند؟

راست سنتی را می‌توان حزبی با پشتوانه مردمی دانست؟

حماسه ۲۷ خرداد ۱۳۸۴ به همه اثبات کرد که فردی به نام “احمدی نژاد” بدون حمایت هیچ حزب و گروهی، قادر است رأی تاریخی مردم را کسب کند. تکرار این حماسه در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ نشان داد که ما همچنان در کشورمان چیزی به نام حزب قدرتمند با پشتوانه مردمی نداریم.

خب، وقتی نمی توان این گروه‌هایی را که تحت لوای جبهه متحد اصولگرایان گرد هم جمع شده اند را نماینده طیف‌های مختلف فکری جامع نامید، باید چه نامی بر آنها نهاد؟

آیا این چیزی غیر از معامله بین کانون‌های قدرت و ثروت نیست؟

آیا جبهه متحد اصولگرایان نوعی شرکت سهامی چند + چند نیست؟

آیا این وسط، چیزی نصیب مردم خواهد شد؟

انتخابات مجلس و درک ماهیت کاندیداها؛ نیاز به صرف وقت و تلاش فکری و مطالعه فراوان دارد و این از حوصله اکثر مردم جامعه خارج است؛ به همین خاطر آنها بیشتر به سرلیست‌ها،  افراد سرشناس هر لیست، حامیان و شعارهای آنها نگاه می‌کنند.

به همین دلیل است که فردی مثل باهنر از مجلس شورای اسلامی بیرون برو نیست. امثال او خوب می‌دانند که می‌توان با چانه زنی و لابی وارد لیست‌هایی شد که مردم به آنها اعتماد خواهند کرد.

من به تقسیم‌بندی‌هایی که در بعضی سایت‌ها صورت گرفته (و مثلا گفته اند یازده نفر از جمعیت ایثارگران و رهپویان و سه نفر از طرف قالیباف و پنج نفر از گروه باهنر و … در لیست جبهه متحد وجود دارند)، کاری ندارم. اما حرف من این است که چه کسی گفته این لیستی که از چند گروه انحصاری تهیه شده است، نماینده مردم اصولگرا هستند؟

چه کسی گفته این سیاست‌مدران پیر و کهنه کار که سال‌هاست در بازی‌های قدرت مشارکت دارند، همگی اصولگرا هستند و می‌توانند نماینده مردم اصولگرا باشند؟

ما از شکل گیری جبهه پایداری بسیار خوشحالیم، چون این انحصارگرایی را شکست و مردانه مقاومت کرد و در مقابل تخریب‌ها ایستاد.

جبهه پایداری انقلاب اسلامی

حال مردم متوجه می‌شوند که پشت این پرچم برافراشته با شعار جبهه متحد اصولگرایان، چهره چندان زیبایی وجود ندارد و نباید “چشم بسته” به این لیست رأی داد.

مردم باید در انتخابات مجلس هوشیارانه‌تر عمل کنند و همان سطح بصیرت و توجهی که درانتخابات ریاست جمهوری به خرج می‌دهند، در این انتخابات نیز به کار گیرند. اما به هر حال نباید به گروه‌های سیاسی اجازه داد که از این غفلت مردم سوء استفاده کنند.

 –

لینک مرتبط:

موج دوم خالص سازی و جبهه ی پایداری

من عااااااشق رأی مردم هستم !

 زنگ خطر ماکیاولیسم رسانه ای

چهره هایی برای همه ادوار! + تاریخ تولد

به نام آیت الله، به کام ایثارگران!

*

موج دوم خالص سازی و جبهه ی پایداری

۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ۷ دیدگاه

اگر در انتخابات ۸۸، چهره‌ی واقعی بسیاری از فعالین و گروه‌های سیاسی، برای مردم شفاف‌تر شد، انتخابات ۹۰ نیز به خالص‌سازی بیشتری خواهد انجامید.

انتخابات سال ۸۸، سبب خالص‌سازی گسترده‌ی گروه‌ها و احزاب و افرادی بود که سال‌ها شعارهای انقلابی می‌دادند و خود را پایبند به نظام و قوانین و ولایت فقیه می‌دانستند ولی دلشان را به جای دیگری گره زده بودند. در این امتحان بزرگ، عده ای مردود شدند و جایگاه خود را نزد مردم از دست دادند و دیگر به این زودی‌ها امکان بازگشت نخواهند داشت.

انتخابات سال ۹۰، پرده از چهره‌ی کسانی برخواهد داشت که هر چند توانستند در انتخابات ۸۸، همچنان چهره‌ی خود را نزد مردم موجه جلوه بدهند، اما در این انتخابات، به تدریج ماهیت خود را آشکار خواهند کرد.

این خالص‌سازی دوباره، با ظهور “جبهه پایداری انقلاب اسلامی”، توانسته رخ بنماید. جبهه پایداری، همچنان بر اصول خود پایدار است و نشان داد که نمی توان با با شعار “وحدت” ، با هر کسی دست داد. جبهه پایداری، توانسته بر مواضع خود پایدار بماند و با وجود فضاسازی سنگین رسانه‌های به اصطلاح اصولگرا، همچنان مسیر خود از انحراف دور نگه دارد.

موج دوم خالص سازی و جبهه پایداری

اما این خالص‌سازی دوم از چند جهت قابل بررسی است:

* جدایی سیاست‌بازان از اخلاق‌گرایان سیاسی

به نظرم من مهم‌ترین وجه شفاف‌سازی که در این انتخابات برای مردم رخ خواهد داد، جدایی افرادی است که قائل به اخلاق سیاسی هستند از کسانی که برای رسیدن به اهداف سیاسی خود از هیچ ابزاری فروگذار نیستند.

نمی‌توان ادعای اصولگریی داشت ولی به اخلاق سیاسی پایبند نبود. نمی‌توان برای اثبات خود به تخریب دیگران پرداخت.  وجود “انحراف” برای هیچ انسان ولایت‌مداری قابل تحمل نیست و باید ماهیت این جریان برای مردم شفاف‌سازی و تبیین شود. اما در مواجهه با “انحراف” موجود در اطرافیان احمدی نژاد، شاهد دو نوع رفتار بودیم که یکی سیاست‌بازانه و یکی اخلاق‌گرایانه بوده است.

این یکی از وجوه تمایز “جبهه متحد اصولگرایان” و “جبهه پایداری” است. که به نظر من شکل‌گیری جبهه پایداری نتیجه نوعی خالص‌سازی اخلاقی از دل اصولگرایان بوده است.

*

* جدایی تک‌ماده‌های فتنه‌ی ۸۸ از عمارها

خالص‌سازی از ساکتین و همراهان و آتش‌بیاران “فتنه ۸۸″ یکی از مهم‌ترین عوامل تشکیل “جبهه پایداری انقلاب اسلامی” در مقابل “جبهه متحد اصولگرایان” است.

چرا باید گروهی که ادعای پایبندی به اصول انقلاب اسلامی دارند، با کسانی که در تشخیص این اصول و ماهیت وقایع سیاسی موجود در جامعه کندذهنانه عمل می‌کنند، دست بدهند؟

چرا باید با افرادی که زیرکانه و منفعت‌اندیشانه به دنبال ماهی‌گیری از هر ماجرای سیاسی در کشور هستند با کسانی که عمارگونه تا پای جان برای انقلاب و رهبری تلاش می‌کنند در یک گروه قرار بگیرند؟

*

* جدایی محدودنگران از پیشینه‌نگران

توجه به گذشته‌ی افراد و جریانات سیاسی و رفتارها و عملکرد آنها در طول حیات سیاسی‌شان، یکی از عوامل مهم خالص‌سازی دوم است. کسانی که با هر گروهی با توجه به صحبت‌های امروزشان و بدون توجه به پیشینه عملکردی آنها، هم کلام و هم آواز می‌شوند، در این انتخابات توسط مردم خالص‌سازی خواهند شد.

فعالین جبهه پایداری به تاریخ انقلاب اسلامی، توجه ویژه‌ای دارند و در تحلیل جریانات و فعالین سیاسی امروز همواره نگاه دقیقی به عملکرد تاریخی آنها دارند.

چه دلیلی دارد که برای ارائه یک لیست انتخاباتی، ما اصولگرایی را دچار خدشه کنیم. این مطلب با مسئله “جذب حداکثری” متفاوت است. “جذب حداکثری” یعنی تحمل و احترام و نقد منصفانه سلیقه‌های مختلف فکری که در چارچوب نظام اسلامی در حال فعالیت‌های سیاسی و غیرسیاسی هستند.

زمانی که گروهی به نام اصولگرایان اعلام موجودیت می‌کنند باید به آنچه “اصول” می‌نامند، پایدار باقی بمانند. نمی توان این اصول را کمی نادیده گرفت تا فلان گروه را نیز وارد دایره اصولگرایی کرد.

جذب حداکثری می‌تواند شعار و استراتژی خوبی برای اصولگرایی باشد ولی بدین معنا نیست که ما افرادی را به عنوان اصولگرا به مردم معرفی کنیم که چندان به این اصول پایبند نیستند.

جذب حداکثری یعنی اینکه اگر من به عنوان فردی اصولگرا به قدرت و مسئولیت برسم، به گروه‌های مختلف فکری اجازه تنفس سیاسی و آزادی بیان می‌دهم. به دنبال حذف آنها نیستیم. اما تفسیر این مسئله این نیست که من هر کدام از این گروه‌های مختلف فکری را “اصولگرا” می‌دانم.

-

* جدایی “سیاست بر پایه ثروت” از “سیاست بر پایه اصول”

در جریان انتخابات شاهد آشکار شدن بیشتر پیوند کانون‌های ثروت و قدرت سیاسی هستیم. انتخابات و تبلیغات خرج دارد و این هزینه‌ها باید تأمین شود…

امید است که در انتخابات مجلس نهم، مردم به جای توجه به زرق و برق تبلیغات به سخنان و پیشینه عملکردی کاندیداها توجه کنند. با توجه به رشد بصیرتی عمیق مردم در انتخابات ۸۸، حتما در انتخابات ۹۰ شاهد ورود بیشتر نمایندگانی هستیم که سیاست‌مداری آنها بر پایه اصول است.

جبهه پایداری انقلاب اسلامی نیز با جدایی از جبهه متحد اصولگرایان، نشان داد که حاضر است از حمایت مالی موجود در اتحاد با این جبهه، چشم بپوشد تا سیاست‌ورزی‌شان بر پایه “اصول” باقی بماند.

-

* جدایی اصلی‌گرایان از اصولگرانماها

اصلی‌گرایی یکی از وظایف مهمی است که رهبری بر دوش نخبگان و خواص جامعه و صاحبان رسانه‌ها نهاده است. اصلی‌گرایی یعنی توجه به اصول و مسائل اصلی و عدم بزرگ نمایی و پرداختن بیش از حد به حواشی سیاسی و اجتماعی موجود در جامعه. این مسئله بسیار مهمی است که موجی دیگر از خالص‌سازی را به راه خواهد انداخت.

وقتی پرداختن به حواشی جهت تبیین و آگاه سازی مردم و با توجه به “اهمیت” آن مسئله باشد، کار بسیار خوبی است ولی وقتی این پرداختن برای کسب توجه جامعه و تخریب گروه‌های مخالف و اثبات جایگاه خود باشد، دیگر جای تأسف دارد.

خطوط اصلی فضای سیاسی و اجتماعی جامعه توسط رهبری تعیین می‌شود و این برای همه روشن است. مردم کاملاً متوجه هستند که امروز کدام مسئله، مسئله اصلی است و وقتی با حاشیه‌پردازان روبرو می‌شوند، کم کم متوجه چرایی این رفتارهای آنها می‌شوند خالص‌سازی دیگری رخ خواهد داد.

به عنوان مثال چهره‌های شاخص جبهه پایداری انقلاب اسلامی، مدتی به تبیین “گروهک انحرافی” پرداختند و در شفاف‌سازی ماهیت این جریان بسیار تاثیرگذار بودند. اما زمانی که با تخریب ناجوانمردانه دولت دهم به بهانه “جریان انحرافی” روبرو شدند، ضمن اعلام تبری از انحراف، خدمات دولت را تجلیل نمودند.

دفاع “جبهه پایداری انقلاب اسلامی” از “گفتمان انقلاب اسلامی” و پرچم دار آن و تشخیص و تفکیک اصل از حاشیه نکته مهمی است. این یک اقدام تحسین برانگیز است و یکی دیگر از عوامل جدایی این جبهه از جبهه متحد اصولگرایان.

در انتخابات ۹۰ انشاالله شاهد نمود یک “رشد اجتماعی” دیگری در مردم خواهیم بود که به حضور افرادی لایق‌تری در مجلس نهم خواهد انجامید.

 –

لینک مرتبط:

من عااااااشق رأی مردم هستم !

“شنیده شده است” های فارس / حرفه ای گری رسانه ای قربانی جدال سیاسی

 زنگ خطر ماکیاولیسم رسانه ای

رسانه ی اصولگرا و این همه تناقض!

رسانه های وابسته به سپاه تا چه اندازه ولایی هستند !

طلب یاری رسانه ی اصولگرا از اصلاح طلبان برای تخریب دولت!

افشای لیست نامزدهای جریان انحرافی

*

بیا بزن تو دهنم، تا نزدم تو دهنت

۱۵ بهمن ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه

اول این عکس رو نگاه کنید

 برد ساختمان - توهین

نوشته: بی عرضگی و بی لیاقتی چقدر، یک دستگیره جهت در پارکینگ درست نمی کنند. مرگ بر حرام خور

حدس می زنید این مطلب رو کی و برای چی نوشته و در کجا گذاشته؟

خب پس بگذارید کمی توضیح بدهم.

این رفیق ما که معرف حضور انورتان هست، مدتی مدیر ساختمان بود. بنده خدا سعی می کرد به خوبی از عهده وظایفش بربیاد. تا اینکه یه روز جمعه که منزل نبودن، دستگیره درب پارکینگ، می شکنه.

صبح شنبه می ره سر کارش و شب برمی گرده که ناگهان یک دست نوشته در “برد ساختمان”، توجه اش رو جلب می کنه.

بله همین تصویر بالایی رو در برد ساختمان می بینه. یکی از همسایگان محترم این مطلب را روی یه تیکه کاغذ نوشته و از لای شیشه، به زور انداخته تو برد.

خلاصه میره چک می کنه، می بینه بله، دستگیره پارکینگ شکسته.

دستگیره رو درست می کنه و دائما به این فکر بوده که جواب این توهین رو باید چجوری بده.

بعد از چن روز رفتم سمت خونه این رفیق ما که خبری ازش بگیرم، ببینم زنده است هنوز…

دیدم روی در و دیوار، راه پله، برد و همه جا زده:

 بیا بزن تو دهنم، تا نزدم تو دهنت

نوشته: بیا بزن تو دهنم، تا نزدم تو دهنت؛ با تشکر – مدیر ساختمان

رفتم ازش پرسیدم قضیه این چیه، برام توضیح داد و گفت و گفت.

بهش گفتم خب الان این کار تو چه معنی داره؟

جواب داد: این استراتژی ماست! ترس را در وجودش نهادینه کردم!

من که درست نفهمیدم این رفیق ما دنبال چی بوده، اما این ماجرا برای من چند تا نکته‌ی جالب داشت. فقط کافیست این ماجرای ساده را در سطح کلان‌تر تعمیم بدهید تا متوجه شوید که کار از کجا می لنگد.

* چرا ما که در ظاهر اینقدر به هم احترام می گذاریم، به محض اینکه صاحب یک رسانه می‌شویم، سعی می کنیم همدیگر را تخریب کنیم.

* این بنده خدا، رسانه‌ی در اختیارش، یک برد ساختمان بوده است و مخاطبین او، ساکنین یک ساختمان، حال تصور کنید اگر کسی با این اخلاقیات، صاحب خبرگزاری باشد، چه می کند؟!

* چرا یک مسئله‌ی حاشیه ای و بدون سند و مدرک، باعث چنین تهمت سنگینی به یک نفر می شود؟

* تجربه مدیریت یک ساختمان ۱۵ واحدی، برای ما اثبات می کند که چرا مدیریت کشور در سطح سازمان های کلان اینقدر مشکل دارد.

* باور کنید در ساختمان ۱۵ واحدی خودمان، چند تا گروه و چند تا لابی داریم. عده‌ای هستند که به عده ای دیگر تهمت “دزدی” می‌زنند. عده ای هستند که به حرف هیچ مدیری با هیچ شیوه‌ای گوش نمی دهند و کار خودشان را می کنند. عده‌ای هستند که با همه دعوا دارند. عده ای هستند که…

و این ماجرا همچنان ادامه دارد….

*

لینک مرتبط:

ماجرایی شده این رفیق ما (مطالب قبلی)

*