خانه > دو کلام حرف جدی, گاه نوشت سیاسی - اجتماعی > عمار فتنه نبودیم، عمار انحراف که هستیم!

عمار فتنه نبودیم، عمار انحراف که هستیم!

در طول تاریخ اسلام “عمار”ها با توجه به سخنان و منویات ولی امر زمان خود و درک شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه و با شناخت فتنه‌ها و انحرافات، مسیر صحیح را تشخیص داده و شجاعانه و ایثارگرانه مردم را نسبت به مسیر صحیح و موانع آن اگاه می‌کنند.

“عمار” با تمام هستی خود وارد میدانِ بصیرت‌دهی به عموم جامعه می‌شود هر چند در این راه منافع و جان خود را از دست بدهد.

عمار بودن به فریاد زدن و “های و هوی” نیست. خیلی وقت‌ها یک عمار با سکوت خود، به مردم بصیرت می‌دهد. یعنی اگر امام و رهبرش از او بخواهد که فریاد بزن، فریاد می‌زند و اگر بخواهد ساکت باش، ساکت می‌شود.

دوستانی که در فتنه ۸۸ نه تنها عمار نبودند بلکه با سکوت و همراهی خود مصداق کامل “خواص بی بصیرت” شدند، این روزها هوس “عمار بودن” به سرشان زده است. این روزها چنان از “جریان انحرافی” سخن می‌رانند که گویی عمارگونه در حال افشای ماهیت زشت یک خطر عظیم هستند که تمام داشته‌های سی ساله‌ی انقلاب را از بین خواهد برد.

این دوستان از تحقق پیش بینی‌های خود در رابطه با “انحراف” گفتمان ناب ۲۷ خرداد، سوم تیر و ۲۲خرداد می‌گویند و با ادعای دلسوزی برای انقلاب و اسلام و خط امام، سخن از “جریان انحرافی” را به نُقل محافل خود تبدیل کرده‌اند.

اما عمارهای فتنه ۸۸ کجا و عمارهای جریان انحرافی کجا؟!

اصلا  فتنه ۸۸ کجا و جریان انحرافی کجا؟!

مگر نه اینکه اولین و مهمترین ویژگی عمار در ولایت مداری اوست و فریاد و سکوت او از دل منویات رهبر و امامش منبعث می‌شود. پس بگذارید کمی سخنان امسال رهبر انقلاب را پیرامون “انحراف” و جریان‌های انحرافی بررسی کنیم.

رهبر انقلاب در سال ۹۰، پیرامون مباحث زیر از واژه “انحراف” استفاده کرده‌اند:

* با وجود انحرافاتی که در صدر اسلام به وجود آمده، پیام بعثت چنان عظمتی پیدا کرده است که تمام تمدن‌های امروز مدیون اوست.

*  فداکاری امام حسین(ع) که مانع از انحراف عظیم در جامعه اسلامی شد.

* یکی از پروتکل‌های صهیونیست‌ها ایجاد انحراف اخلاقی در نسل‌های بشر بوده است.

* از خصوصیات بسیج این است که به سمت اهداف والاى انقلاب اسلامى، بدون هیچگونه انعطاف و انحراف حرکت می‌کند.

* انعطاف در اصول انقلاب و اسلام به دلیل هجمه تبلیغاتی بیگانگان، انحراف است.

*  تکیه بر یکی از سه بعد “عقلانیت”، “معنویت” و “عدالت” بدون توجه به ابعاد دیگر، انحراف است.

* دو تصوّر انحرافی که توسط دشمنان به مسلمانان تحمیل شده است: ۱٫ تلقین ناتوانی مسلمانان؛ ۲٫شکست ناپذیری دشمنان.

* تذکر رهبری در چند سخنرانی پیرامون ایجاد انحراف در انقلاب‌های منطقه. (از جمله: تحجر، نژادپرستی، غرب زدگی، خرافه گرایی، اختلافات مذهبی و…)

مشروح را در پیوست ملاحظه کنید.

اصطلاح “جریان انحرافی” در سال۹۰ در گفتمان سیاسی جامعه رشد پیدا کرد و الان هم پایه ثابت تمام مجالس و مباحث سیاسی شده است.  اصطلاح فتنه ۸۸ نیز در سال ۸۸ به بعد وارد گفتمان سیاسی جامعه شده است.

رهبری بارها و بارها در بیانات ۲-۳ سال اخیر خود به فتنه ۸۸ اشاره کرده اند ولی حتی یک بار نیز از اصطلاح “جریان انحرافی” یا وجود “انحراف جدی در دولت” سخن نگفته‌اند.

دوستانی که امروز  عمارنماگونه از جریان انحرافی سخن می‌رانند، در ماجرای فتنه ۸۸ کجا تشریف داشتند؟

بله! عده‌ای هم در ماجرای “فتنه ۸۸″ نقش عمار را به خوبی ایفا کردند و هم در ماجرای “جریان انحرافی” به روشنگری می‌پردازند، ولی باید مراقب باشند که به هر مسئله‌ای متناسب با اهمیت آن بپردازند.

وقتی شخصی مثل علامه مصباح (که به حق الگوی تمام عیار عمارهای زمانه است) از “انحراف” سخن می‌گوید، حرف ایشان از سر دلسوزی است و هدف ایشان نیز جلوگیری از سرخوردگی پیروان “گفتمان ناب سوم تیر” است. بنابراین سخنان او کاملا متفاوت با کسانی است که برای جبران عقب‌ماندگی خود در “فتنه ۸۸″ به دستاویزی به نام “جریان انحرافی” چنگ زده‌اند.

“گروهک انحرافی” که در اطراف رئیس جمهور باعث رنجش دلسوزان گفتمان ناب انقلاب اسلامی شده، همواره در سخنان امام خامنه‌ای به عنوان یک “حاشیه” مطرح شده است که نباید تبدیل به اصل شود.

رهبری ضمن تاکید بر هوشیاری و نقادی و تذکر دادن، همواره از ما خواسته اند که به شکل جامع و کلی قضاوت کنیم و در رابطه با عملکرد دولت احمدی نژاد نیز باید مجموع فعالیت‌های دولت را در نظر گرفت.

امروز گفتمان ناب انقلاب اسلامی، گفتمان ۲۷ خرداد ۸۴، گفتمان سوم تیر نیاز به عمارهایی دارد تا در این فضایی که همه ادعای عمار بودن دارند، بتوانند این پرچم را همچنان برافراشته نگه دارند. نباید گذاشت عده‌ای، انحراف گروهی کوچک در دولت را به گفتمان ناب سوم تیر نسبت دهند و از آب گل آلود گروهک انحرافی برای خود ماهی صید کنند.

در انتخابات پیش رو شعارها خیلی به هم نزدیک شده است، باید مراقب عمارنماها بود…

این عمار

پیوست: مشروح سخنان امام خامنه‌ای با کلید واژه “انحراف” در سال ۹۰

و این در حالى است که از بعد از دوران نبى مکرم اسلام، از بعد از همان دوران ده‌ساله، حوادث گوناگون و تلخى هم براى امت اسلامى به وجود آمد؛ موانع به وجود آمد، اختلافات به وجود آمد، درگیرى‌هاى داخلى پیدا شد. با همه‌ى اینها، انحرافاتى که در طول زمان به وجود آمد، ناخالصى‌هائى که در جریان اسلام پیدا شد و رشد کرد، پیام پیغمبر اکرم و پیام بعثت در طول سه چهار قرن توانست آن عظمت را به وجود بیاورد که همه‌ى دنیا و همه‌ى تمدنهاى امروز مدیون آن تمدن قرن سوم و چهارم هجرى مسلمانان است. این یک تجربه است.

بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث ۰۹/۰۴/۹۰

———–

همین حرکت، اسلام را حفظ کرد. همین حرکت موجب شد که ارزشها در جامعه پایدار بشوند، بمانند. اگر این خطر را نمیپذیرفت، حرکت نمیکرد، اقدام نمیکرد، خونش ریخته نمیشد، آن فجایع عظیم براى حرم پیغمبر، دختر امیرالمؤمنین و فرزندان خاندان پیغمبر پیش نمى‌آمد، این واقعه در تاریخ نمیماند. این حادثه‌اى که میتوانست جلوی آن انحراف عظیم را بگیرد، باید به همان عظمت آن انحراف در ذهن جامعه و تاریخ، شوک ایجاد میکرد و کرد.  این فداکارى امام حسین است.
بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران۱۳/۰۴/۹۰

———–

یکى از مواد آن پروتکلها این بود که باید نسلهاى بشرى از رویّه‌ها و روشهاى انسانىِ متعارف دور بشوند؛ دچار انحرافات اخلاقى بشوند. حالا هدف چیست، جاى بحث فراوانى دارد. یکى از اصول کارهاى فراهم کنندگان این تفکر انحرافى و خطرناک صهیونیستى، همین بوده. انسان روزهاى اول شاید باور نمیکرد، اما بتدریج انسان باور میکند. میخواهند الگوسازى کنند؛ حالا این نوعِ بدترش است، اما شکلهاى گوناگون دیگرى هم دارد.
بیانات در دیدار نخبگان و برگزیدگان کرمانشاه۲۶/۰۷/۹۰

———–

بسیج نگاه میکند ببیند که این حرکت عمومى انقلاب و نظام از مسیرِ درست منحرف نشود؛ مراقب است که انحراف به وجود نیاید؛ هر جا انحرافى مشاهده شد، بسیج در مقابل آن مى‌ایستد. این از جمله‌ى خصوصیاتى است که مربوط به بسیج است؛ یعنى در مقابل انحرافات مى‌ایستد. خط مستقیم به سمت اهداف والاى انقلاب اسلامى، بدون هیچگونه انعطاف و انحراف؛ از خصوصیات بسیج این است.
بیانات در دیدار بسیجیان استان کرمانشاه‌۲۲/۰۷/۹۰

———–

سر قضیه‌ى قصاص به ما اعتراض میکنند و فشار مى‌آورند، سر قضیه‌ى دیه به ما فشار مى‌آورند، سر قضایاى گوناگون در مسائل مختلف به ما فشار مى‌آورند؛ لذا ما تسلیم شویم؛ انعطاف به این معنا باشد. نه، این انحراف است؛ این انعطاف نیست. باید توجه کنیم، همان آیه‌ى شریفه‌ى «و ان تطع اکثر من فى الارض» اینجا هم جارى است. نباید به خاطر اینکه رادیوهاى بیگانه و تبلیغات خصمانه و اتاقهاى فکر دشمن و کمربسته‌ى علیه نظام اسلامى، راجع به فلان حکم، راجع به فلان مبنا اعتراض میکنند، فریاد میکشند، ما بیائیم بگوئیم حالا تجدید نظر کنیم براى اینکه با دنیا هماهنگ شویم؛ نه، این خطاست، این انحراف است؛ به این انحراف نباید دچار شد.
بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌۱۷/۰۶/۹۰

———–

عقلانیت امام هم از اسلام است، معنویت هم معنویت اسلامى و قرآنى است، این بُعد هم از متن قرآن و متن دین گرفته شده است؛ و آن، بُعد عدالت است. اینها را باید با هم دید. تکیه‌ى بر روى یکى از این ابعاد، بى‌توجه به ابعاد دیگر، جامعه را به راه خطا میکشاند، به انحراف میبرد.
بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی(ره)۱۴/۰۳/۹۰

———–

از بزرگترین آفتهائى که فرهنگ غربى بر کشورهاى اسلامى وارد کرد، دو تصور غلط و انحرافى بود: یکى تلقین و تزریق ناتوانى ملتهاى مسلمان؛ باوراندند که از شما کارى برنمى‌آید؛ نه در میدان سیاست، نه در میدان اقتصاد، نه در میدان علم؛ گفتند شما ضعیف هستید. ما کشورهاى اسلامى ده‌ها سالِ طولانى در این باور غلط باقى ماندیم و عقب ماندیم. تلقین دوم و باور دومى که به ما تزریق کردند، بى‌نهایت بودن و غیر قابل شکست بودن قدرت دشمنان ماست. اینجور تفهیم کردند که آمریکا را که نمیشود شکست داد، غرب را که نمیشود به عقب‌نشینى وادار کرد؛ مجبوریم در مقابل اینها تحمل کنیم.
بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس جهانی «جوانان و بیدارى اسلامى ۱۰/۱۱/۹۰

———–

هر ادعاى دیگرى در مورد ماهیت این جنبشها که با شعار «اللّه اکبر» صورت گرفته، نادیده گرفتن واقعیت در جهت بهره‌بردارى‌هاى دیگر و تحمیلها و انحرافات بعدى است. آینده‌ى این انقلابها با همین اصول سنجیده خواهد شد و معیار اصالت یا انحراف انقلابها همین آرمانها خواهد بود. ضد را به ضد میتوان شناخت و انقلابها را به ضدیت با صفات رژیمهائى که به لرزه افتاده‌اند. انقلابیون همچنان باید مراقب هدف‌تراشى‌ها و تلاشهائى که براى تغییر شعارها صورت میگیرد، باشند.
«سلفى‌گرى» اگر به معناى اصولگرائى در کتاب و سنت و وفادارى به ارزشهاى اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفى غربزدگى باشد، همگى سلفى باشید؛ و اگر به معناى تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامى ترجمه شود، با نوگرائى و سماحت و عقلانیت – که ارکان تفکر و تمدن اسلامى‌اند – سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سکولاریزم و بى‌دینى خواهد شد.

خطبه‌های نماز جمعه تهران۱۴/۱۱/۹۰

-

لینک مرتبط:

شاخصه های نماینده اصلح از نگاه امام خامنه ای / وقتی “مدارا کردن” شاخص نیست!

موج دوم خالص سازی و جبهه ی پایداری

اتحاد یا سهمیه بندی انحصاری قدرت ؟

من عااااااشق رأی مردم هستم !

 زنگ خطر ماکیاولیسم رسانه ای

طلب یاری رسانه ی اصولگرا از اصلاح طلبان برای تخریب دولت!

افشای لیست نامزدهای جریان انحرافی

*

  1. عباس
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۰ در ۰۷:۳۵ | #1

    سلام

    می خواهم چند لحظه ای با حقیقت روبرو شویم و خارج از داستان متعارف این روزها حرف بزنیم.

    واقعیت این است که رفتار تندروانه آقای مصباح باعث سرخوردگی بسیاری از مومنان شده است. آیت الله مصباح دائما از بزرگترین خطر اسلام حرف می زد اما حضرت آقا در دیدار فرماندهان سپاه و … به مقابله با آن پرداختند و به صورت علنی اعلام کردند که نه خطر بزرگ را قبول دارند و نه حتی انحراف را. ایشان اعلام کردند که موضوع فقط “اختلاف سلیقه” است.
    اما مصباح و یارانش، بی توجه به این سخنان نائب امام زمان (عج) به حاشیه سازی علیه دولت مشغول هستند.
    ضمن اینکه دروغ های بسیار زشت ایشان درباره سحر و فراماسونری و جبهه گیری شان علیه ولایت فقیه، باعث بی ارزش شدن نظرات علامه مصباح شده است.
    آیا این همه دروغ، نشانه انحراف نیست؟ اصلا مگر انحراف، معنایی غیر از انجام معاصی بزرگی نظیر دروغ و تهمت و .. دارد؟
    از آقای مصباح (که به حق، خط شکن حرمت شکنی علیه دولت بوده اند) بپرسید که سزای دروغگو چیست؟
    آیا کسی که دروغگوهای بسیار شنیعی نظیر ساحری و فراماسونری می گوید و باعث بردن ابروی دیگران می شود در حیطه اسلام قرار می گیرد؟!
    متاسفانه اسلام من، با صداقت و پیروی از ولایت فقیه گره خورده است و نمی توانم چشمم را روی انحرافات بزرگ ایشان و دروغ های مداوم و حاشیه سازی های جدی پایداری و اصولگرایان و بقیه فتنه گران یاغی ببندم.

    این ها واقعیاتی هستند که با ذره ای اندیشه مخلصانه و حق طلبی متضرعانه در محضر خدا بدست می آید و اگر از پروپاگاندایی که ساخته اند عبور کنیم، به راحتی نظرات خود را تصحیح می کنیم.
    اگر موضعمان کشف حقیقت باشد، لازم نیست به پاک ترین و انقلابی ترین دولت اسلامی ایران، تهمت انحرافی بزنم و موضوعی را که آقا “اختلاف سلیقه” می دانند به انحراف تبدیل کنیم تا رقیب از میدان بیرون شود.
    متاسفانه اطرافیان مصباح باعث صادر شدن تهمت های دروغ از دهان او شده اند و عاقبتش را خراب کردند.
    حیف از مصباح که این دروغ های علنی را گفت و حیف از کسی که ادعای اسلام کند و هنوز پشت سر این دروغگوها بایستد و متنبه نشود.

    نتیجه طبیعی رفتار دشمنان دروغگوی دولت این است که اگر کوچکترین مشکل “جدی” در دولت وجود داشت، نیازی به این همه دروغ نبود و خود این دروغ ها نشانه مسیر مستقیم دولت انقلابی دکتر محمود احمدی نژاد است.

    [پاسخ]

    محمد نصرتی پاسخ داده در بهمن ۲۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۶ ق.ظ:

    سلام
    در مورد سخنان چند ماه پیش علامه مصباح، بنده نیز قائل به این هستم که تندروی صورت گرفته است.
    ولی ایشان بعد از تذکرات رهبری دیگر این روند را ادامه ندادند.
    به نظرم هدف اصلی ایشان از بیان آن سخنان جلوگیری از سرخوردگی شدید نیروهای جوان گفتمان ناب سوم تیر بود.
    گفتمان ناب انقلاب اسلامی فراتر از اشخاص هست و حتی احمدی نژاد هم جزئی از این جریان به حساب می آید و اگر بدرفتار کند از این گفتمان حذف می شود.
    علامه مصباح و شاگردان و اطرافیان آن طور که من خوانده و شنیده ام همچنان اعتقاد دارند که دولت نهم و دهم جزء انقلابی ترین و پاک ترین دولت های انقلاب اسلامی هستند و عملکرد کلی دولت را بسیار مثبت و عالی ارزیابی می کنند ولی وجود گروهک انحرافی را بر نمی تابند.
    آن تبری از گروهک انحرافی ناشی از حساسیت و علاقه و دلسوزی آنها نسبت به دولت احمدی نژاد بوده است وگرنه آن تذکرات نه برای تخریب بلکه برای اصلاح بوده است.
    البته من آن حرارت اولیه در افشاگری گروهک انحرافی را نوعی تندروی می دانم ولی ولایت مداری این دوستان با سکوت و کم کردن حرارت و آتش انتقاد مجددا اثبات شد.
    چه خوب بود که دکتر مردمی نژاد ما با اعلام تبری از گروهک انحرافی همچنان می توانست لایق ترین پرچم دار گفتمان انقلاب اسلامی باشد…

    [پاسخ]

  2. ۲۸ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۱ | #2

    سلام
    به وبلاگ من سر بزن خبرهای دست اول دارم

    [پاسخ]

  3. ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۸:۳۲ | #3

    برادر من کدام انحراف؟ شما خودت از اول می گویی که رهبری از انراف حرفی نزده بعد به جای جریان انحرافی گروهک انحرافی اختراع می کنی؟ مثلا می خواهی موضع بینا بینی بگیری که مردم بگن تو متعادلی؟ اصلا بحث مشایی نیست تو کجای کاری؟ دیروز اسم مشایی بود الان منحرف اصلی احمدی نزاد هست! تعجب نکن اگر چند ماه بعد رهبری را بخاطر سکوت دربرابر انحراف مواخذه نکنند. اینکه افروغ می گوید رهبری هم امکان اشتباه دارد و اگر اشتباهش را اصلاح نکرد باید عزل بشود حرف ساده اس ولی در واقع این نقشه این اقایان هست که از الان دارن تئوریزه می کنند خواسته استوانه نظام را؟ اقای مصباح کی بعد از بیانات اقا فیلتر رو پایین کشید که ما باخبر نشدیم؟ همه این ا اتش حمله ها از موسسه ایشان تئوریزه شد؟ چه انحرافی شما بیایید به ما نشان بدهید که انحرافی اتفاق افتاده است؟ بذارین ببینیم این فساد مالی بانکی در کجا به مشایی خواهد رسید

    [پاسخ]

    محمد نصرتی پاسخ داده در بهمن ۲۹م, ۱۳۹۰ ۹:۳۶ ب.ظ:

    من هم مثل شما دوست دارم فرض کنم هیچ انحرافی نیست
    ولی بالاخره نمی شود چشم را بست
    بحث مشائی و تیم و باند او و رفتارهای او که تا به حال دو بار به موضع گیری صریح رهبری منجر شده است قابل اغماض نیست.
    این که بعضی از نیروهای مخلص توسط مشائی از بدنه دولت طرد شدند قابل اغماض نیست.
    همین پیوند محکم و شدید احمدی نژاد با فردی مثل مشائی یعنی انحراف ولی این تنها یک حاشیه است و بس

    [پاسخ]

  4. ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۱ | #4

    سلام. خیلی خوب اشاره کردید.

    فقط جملات بسیار مهمی رو رهبری درباره انحراف در ۱۴ خرداد ۹۰ فرمودند که شما آنها را نیاوردید.

    اگر به نام عدالت‌خواهى و به نام انقلابیگرى، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگرى، به نام عدالت‌خواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانى که از لحاظ فکرى با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر بخواهیم به نام انقلابیگرى و رفتار انقلابى، امنیت را از بخشى از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم.
    bayadkarikard.blogfa.com

    [پاسخ]

  5. علی
    ۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۸:۵۶ | #5

    @حسن
    کاملا درسته

    طبق نظر رهبر معظم انقلاب، انحراف در مخالفین دولت است. تمام خصوصیات ذکر شده بر جبهه پایداری و توکلی و … انطباق دارد.
    وای بر ما اگر بخواهیم مدعی ولایت باشیم و چششمان را بر روی این سخنان آشکار ره بر ببندیم

    [پاسخ]

  6. علی
    ۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۹:۲۲ | #6

    @محمد نصرتی

    من هم دوست دارم حقیقت را بفهمم. حالا تفاوتی نمی کند که نتیجه آن انحراف باشد یا پاکی دولت
    بنابراین به مقتضای کشف حقیقت، “مستدل” حرکت می کنم.
    فرموده اید که ” بالاخره نمی شود چشم را بست
    بحث مشائی و تیم و باند او و رفتارهای او که تا به حال دو بار به موضع گیری صریح رهبری منجر شده است قابل اغماض نیست.
    این که بعضی از نیروهای مخلص توسط مشائی از بدنه دولت طرد شدند قابل اغماض نیست.
    همین پیوند محکم و شدید احمدی نژاد با فردی مثل مشائی یعنی انحراف”
    آیا واقعا دو موضع گیری رهبری، نشاندهنده انحراف مشایی و تیم و باند او است؟!
    موضع اول رهبری، مربوط به قضیه اسرائیل است که ایشان فرمودند اشتباهی بوده است و قضیه را تمام کنید.
    مشایی هم گفت منظور من اینجور نبوده است و چنین مظمونی در سخنان امام (ره) وجود دارد، اما با این حال، نامه محکمی در تبعیت از ولایت فقیه نوشت و دیگر این قضیه را ادامه نداد، اما ولایتمداران عزیز!! هنوز این قضیه را برخلاف دستور آقا ادامه می دهند.
    جالب اینجاست که نظیر این ماجرا در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای با امام (ره) هم اتفاق افتاد و بعد از سخنان آقا درباره ولایت فقیه، امام خمینی واکنش صریح و بسیار تندی را نشان دادند و گفتند که “تو (سیدعلی خامنه ای) ولایت فقیه را نفهمیده ای”
    آقا هم گفتند که منظور من اینجور نبوده است و اتفاقا این مضامین را از درس های خودتان بیان کرده ام و قضیه را تمام کردند.
    آیا موضع گیری صریح امام (ره) که به مراتب تندتر بوده است، نشاندهنده انحراف آیت الله خامنه ای بوده است؟
    تازه موضع گیری های امام (ره) علیه شهید بهشتی و آقا و رفسنجانی در ماجرای درگیری شان با بنی صدر را فراموش کرده اید؟ همین موضع گیری ها بود که باعث نوشتن نامه کذایی به امام (ره) شد.
    آیا این همه موضع گیری صریح امام وقت، علیه آیت الله خامنه ای و باند و تیمش، از نظر شما قابل چشم پوشی است؟!

    موضع گیری دوم رهبری هم مربوط به معاون اول مشایی است که فرمودند به “علت سرخوردگی هواداران” انتصاب لغو شود.
    آیا سرخوردگی هواداران نشانه انحراف است؟ چه بسیار آدم هایی که فوق العاده خوب بودند، اما به علت تبلیغات منفی علیه شان باعث سرخورده شدن مردم می شدند. مگر در همین جامعه کم آدم های خوبی را داریم که اگر سرلیست شوند باعث سرخوردگی می شوند؟ آیا این نشاندهنده انحراف آن افراد است؟!
    البته “جریان منحرف واقعی” که آن نامه را علنی کردند تا برخلاف خواسته آقا، باعث “سرخورده شدن هواداران” شوند، دشمنی شان را با ولایت فقیه نشان دادند و امروز هم سردسته توهین به دولت و رواج “توهم” انحراف دولت هستند که حتی فرمان کشتار دولت را هم صادر کردند.
    به علاوه برخلاف القای عمومی، نامه رهبری نشاندهنده عدم صلاحیت مشایی برای بقیه سمت ها یا انحراف او نبوده است، ایشان در دیدارشان بعد از ماجرای فوق فرمودند : ” مى‏بینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضى‏ها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد”
    و در مهمترین فراز ادامه دادند
    “کسى را نباید به خاطر یک امر، از همه‏ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. ”
    http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7501
    (این همان سخنرانی است که شریعتمداری را برای چند روز درباره موضع گیری هایش علیه مشایی، متنبه کرد و به عذرخواهی از رهبری(؟) وادارکرد، اما …)
    آیا موضع گیری صریح تر از این از آقا درباره رد بی صلاحیت بودن و منحرف بودن مشایی می خواهید؟!

    به خدا انصاف خوب است، اگر دنبال حقیقت هستیم، با این موارد سست بیان شده، نمی توان انحراف مشایی و باندش! را نتیجه گرفت، وگرنه با همین منطق، می توان انحراف آیت الله خامنه ای و باندش! را نتیجه گرفت و حتی سخنان صریح ایشان درباره ردبی صلاحیتی مشایی را نشانه دروغ رهبری دانست!

    واضح است وقتی که انحراف مشایی رد بشود، او به آدم مظلومی تبدیل می شود که فحش می شنود و به خاطر ولایت سکوت می کند و در این حالت، پیوند محکم احمدی نژاد با او، دفاع از مظلوم است و ان شاالله ماجور است.

    آیا دروغ های متعدد اصولگرایان علیه دولت درباره “درباره تهیه سی دی ظهور نزدیک است از سوی مشایی، فحشا و مشروب در مراسم ایرانیان مقیم خارج که توسط مشایی برگزار شد، اختلاس به وسیله مشایی، به هم ریختن بازار ارز برای کمک به آمریکا، تعطیلی کشور!، ادعای بابیت، فراماسونری، رمالی و ساحری و …” نشاندهنده انحراف دولت است یا نشاندهنده انحراف و فساد مخالفین دولت؟!
    اگر انحرافی بود که نیازی به این همه دروغ و بی تقوایی علیه دولت نبود …

    تا را خدا لحظه ای فکر کنیم و قدر نعمت دولتی که فحش می شنود، اما ذره ای از خدمتگزاری اش کم نمی شود را بدانیم و در مقابل دروغ ها و بی اخلاقی های متعدد اصولگرایان و دوستان فتنه گرشان موضع بگیریم.

    [پاسخ]

    محمد نصرتی پاسخ داده در اسفند ۱م, ۱۳۹۰ ۱:۳۷ ب.ظ:

    من سخنان شما رو قبول دارم
    این حرف هایی که زدین حرف من هم هست با این تفاوت که به نظر من مشائی آن فردی مظلومی که شما توصیف کرده اید نیست.
    من اصلا نمی خواهم به ایشان چیز خاصی را نسبت بدهم و رفتار او با رفتار یک فرد ولایی دلسوز و حزب اللهی متفاوت است.
    چرا همین بلایی که به قول شما ناجوانمردانه رسانه ها بر سر شخصیت مشائی آورند، بر سر کسی مثل الهام، هاشمی ثمره، باقری لنکرانی یا محصولی نتوانستند بیاورند؟
    مهمترین نکته ای که در مورد مشائی خودنمایی می کند، صحبت های غیرتخصصی او پیرامون مسائل تخصصی است. مگر او انسان شناس است؟ خداشناس است؟ اسلام شناس است؟ ایران شناس است؟
    چرا و با کدامین جایگاه در طول چند سال با صحبت های غیرتخصصی خود این همه هزینه برای دولت و احمدی نژاد و نظام و رهبری تولید کرد که باید رهبری در رابطه با سخنان غیرتخصصی ایشان موضع گیر داشته باشند؟
    چرا باید مشائی چندین و چند شغل و منصب در دولت داشته باشد؟
    چرا افراد نزدیک به او توانسته اند در دفتر ریاست جمهوری صاحب جایگاه شوند؟
    چرا او که این همه مخلص و فهیم است وقتی این حساسیت ها را می بیند، خود را کنار نمی کشد تا دولت همچنان پرتوان و بدون حاشیه باقی بماند؟
    چرا وقتی بعضی وزرا و معاونین دلسوز دولت به خاطر وجود مشائی تصمیم به ترک دولت می گیرند، او یک نفر نمی رود که چندین نفر بمانند؟
    شما می توانید با مطالعه مطالب قبلی متوجه نگاه من به جریان انحرافی شوید. من هم مثل شما از راست و چپ که ناجوانمردانه فعال ترین و مردمی ترین و خدوم ترین دولت انقلاب را چنین به استهزاء گرفته اند ناراحت هستم.
    اما منکر وجود انحراف در بعضی از اطرافیان احمدی نژاد نیز نیستم و این را نهایتا یک گروهک انحرافی می نامم نه بیشتر که در مقابل حجم خصلت های مثبت دولت، قابل رویت نیست.

    [پاسخ]

  7. علی
    ۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۷:۲۵ | #7

    سلام
    ممنون از انصافتان
    “این حرف هایی که زدین حرف من هم هست با این تفاوت که به نظر من مشائی آن فردی مظلومی که شما توصیف کرده اید نیست.”
    منظورم از مظلومیت، عدم تناسب رفتار با واقعیت بود، وگرنه من هم فکر نمی کنم که مشایی به آن معنی مظلوم است که یک آدم بی سر و زبان و ساده باشد.
    از نظر من مظلوم کسی است که به او ظلم شده باشد و مطمئنا تهمت ها و ادعاهایی که علیه این فرد می شود با عمل او هیچ تناسبی ندارد و از طرفی ماه ها است که از جنجال و درگیری خودداری کرده است تا نظام آسیبی نبیند، به خاطر همین، با دانسته هایی که صحت آنان قطعی است (نه شایعات) او را مظلوم می دانم، هر چند شاید اشتباهات و گناهانی داشته باشد اما در مقابل ظلم و گناهی که به روا داشته شده است هیچ است.

    “من اصلا نمی خواهم به ایشان چیز خاصی را نسبت بدهم و رفتار او با رفتار یک فرد ولایی دلسوز و حزب اللهی متفاوت است.”
    بله کاملا درست است. رفتار مشایی با یک فرد دلسوز و حزب اللهی به معنی آنچه در ادبیات سیاسی امروز رواج دارد فرق می کند. ادبیاتی که هر کسی بیشتر تندروی کند و راحت تر تهمت بزند؛ دلسوزتر می داند، مشایی را برنمی تابد.
    رفتار مشایی که به رهبری نامه می نویسد و تبعیت مطلق خودش از ولایت فقیه را اعلام می کند و موضوع را ادامه نمی دهد با مدعیان حزب اللهی که رفتار ضدرهبری خود را با توجیه اینکه “وظیفه ما با رهبری فرق دارد و باید خط شکن باشیم” توجیه می کنند، خیلی فرق دارد و بنابراین مشایی و دولتی ها به این معنی غلط حزب اللهی نیستند و چه خوب که نیستند

    “چرا همین بلایی که به قول شما ناجوانمردانه رسانه ها بر سر شخصیت مشائی آورند، بر سر کسی مثل الهام، هاشمی ثمره، باقری لنکرانی یا محصولی نتوانستند بیاورند؟”
    در اینکه قابلیت افراد برای موضع سازی فرق می کند هیچ شکی نمی باشد. همانطور که زمان امیر(ع)، دشمنان ایشان، رفتارهای مالک اشتر را بهانه جنگ جمل و صفین قرار دادند اما رفتارهای کمیل و … را نتوانستند بهانه کنند.
    آیا اشکال از مالک اشتر است؟ پس چرا حضرت امیر (ع) محکم و کامل از ایشان حمایت می کردند؟!
    به علاوه، اگر به خاطرتان مانده باشد، حجم حاشیه سازی علیه دولت به بهانه الهام و محصولی، بسیار بسیار زیاد بود و شاید اگر ادامه پیدا می کرد و برخی افراد بی تقوا در لباس روحانیت علیه آنان وارد می شدند و بدون هیچ استناد حقوقی و فقهی، حکم “بین الغی” و “بهاییت” و … می دادند، سرنوشت بدتری در انتظار آنان بود.
    شانس الهام و محصولی این بود که به برخی نهادهای خاص! وابسته بودند و شایعه سازی علیه آنان در نزد روحانیت جواب نمی داد تا حکم بین الغی بودنشان را بدهند، اما مشایی فاقد وابستگی به آن نهادهای خاص! بود و بولتن سازی علیه او جواب داد. همانطور که در پیش از انقلاب، شریعتی را به دلیل غیرروحانی بودن به شدت تخریب کردند و کارساز بود.

    “مهمترین نکته ای که در مورد مشائی خودنمایی می کند، صحبت های غیرتخصصی او پیرامون مسائل تخصصی است. مگر او انسان شناس است؟ خداشناس است؟ اسلام شناس است؟ ایران شناس است؟
    چرا و با کدامین جایگاه در طول چند سال با صحبت های غیرتخصصی خود این همه هزینه برای دولت و احمدی نژاد و نظام و رهبری تولید کرد که باید رهبری در رابطه با سخنان غیرتخصصی ایشان موضع گیر داشته باشند؟”
    شما دقیقا به نقطه درستی اشاره کرده اید و بهانه اصلی حملات همین ها بوده است. اما …
    اما در همین کشور، عماد افروغی که فارغ التحصیل دانشگاه های انگلیس در رشته علوم انسانی است و مروج مکتب لیبرالی در علوم انسانی می باشد، بدترین اظهارات را درباره ولایت فقیه می کند و هیچ کس نمی گوید که تخصص تو به اسلام چه ربطی دارد؟ کسی یاد وابستگی او به مکتب لندن نمی افتد؟ چرا؟!
    مگر احمد توکلی، فارغ التحصیل (مشکوک) اقتصاد نیست؟ پس به چه حقی در کلیه امور دینی و فرهنگی و … اظهار نظر می کند؟ چرا از خطر این افراد غیرمتخصص برای اسلام نمی ترسید؟!
    صحبت از تخصص شد، یاد یکی از مراجع افتادم که فرق بین تورم و گرانی را نمی داند و دقیقا چند روز بعد از تاکید رهبری برای یر سؤال نبردن آمار دولت، آمار کاهش تورم از سوی دولت را دروغ اعلام کرد!!
    می دانید چرا کسی علیه اینها حرف نمی زند؟ چون به خودی هستند و مشایی نیست.
    به علاوه، مشایی لباس روحانیت ندارد که ندارد، آیا اگر حرف درستی زد باید او را تکفیر کرد؟
    آیا انقلابیون ما نباید از برخورد بدشان با شریعتی عبرت بگیرند؟!
    آیا نمی دانند که رهبری چقدر از مظلومیت شریعتی حرف می زند؟ آیا باز هم باید این تجربه را تکرار کنند و کسی را به صرف نداشتن لباس روحانیت و هم قبیله نبودن، له کنند؟!
    من که هر چه نقد درباره سخنان مشایی خوانده ام، حتما با سانسور و تحریف سخنان مشایی روبرو شده ام. (نمی گویم سخنانش اشکال ندارد) اما وقتی تک تک نقدهای انجام شده درباره سخنان او با دروغ و تحریف، همراه بوده است و توضیحات او را نادیده گرفته اند باید چه کار کنم؟ سخنان مشایی را محکوم کنم؟!!
    پیامبر(ص) فرمودند که به “سخن نگاه کنید و نه گوینده آن” و من به حدیث پیامبر عمل می کنم.
    وقتی می بینم که سخنان مشایی را نمی تواند بدون دروغ و تحریف، نقد کنند به صحت بالا (و نه کامل) آنها مطمئن می شوم، به ویژه که نکته های ناب زیادی دارند.
    در زمانی که دل رهبر انقلاب از کندی و بی توجهی به تمدن سازی اسلام خون است، سخنان نوین مشایی راهگشا است و احمدی نژاد هم تا زمانی که منبع بهتری برای تمدن سازی پیدا نکند، به آن تکیه می کند. مطمئن باشید

    به عنوان نکته مهم یادآوری می کنم که مدعیان، جرات نداشته اند که حتی یک جلسه درست و “دوطرفه” برای نقد سخنان مشایی برگزار کنند و همیشه در فضای یک طرفه و پر دروغ به نقد! آن پرداخته اند که خود این موضوع، برای اثبات سستی و پوچی ادعاهای آنان کفایت می کند.
    اگر رهبری یکبار درباره مردم اسرائیل صحبت کرده است، بارها به تخریب دولت و زیرسوال نبردن آمار و همکاری مجلس و دوری از بی تقوایی علیه دولت و انحراف در حمله به دولت و … پرداخته اند. چرا شماها این ها را نمی بینند؟!
    اگر ملاک، سخنان رهبری است چرا به تکرار دفعات این امور نمی پردازید؟؟
    با این حساب، مشایی برای کشور هزینه زاتر بوده است یا اصولگرایانی که بارها رهبری مجبور به موضع گیری علیه سخنان آنها شده اند؟

    “چرا باید مشائی چندین و چند شغل و منصب در دولت داشته باشد؟”
    به همان دلیلی که دکتر الهام(که شما قبولش دارید) این چنین بود. صرف داشتن چنیدن شغل عیب نیست، همانطور که برخی اعضای بیت رهبری شغل های متعدد و بسیار سنگینتر مشایی دارند و کسی ناراحت نمی شود.
    در ضمن یادتان نرود که برخی مسئولیت مستقل نیستند، مثلا وقتی هر کسی (حتی غیر از مشایی) نماینده فرهنگی دولت است، چندین سمت پیدا می کند اما مخالفان دولت در کمال بی تقوایی، این ها را نمی گویند و از آنها به عنوان چنیدن شغل نام می برند! اگر گفتید چرا؟!

    “چرا افراد نزدیک به او توانسته اند در دفتر ریاست جمهوری صاحب جایگاه شوند؟”
    انتظار داشتید که دفتر ریاست جمهوری را با دشمنانش پرکند؟ می توانید یک نمونه بگویید که مسئولی، جایگاه های اطرافش را به نزدیکان فکری اش نداده باشد؟!
    آیا مثلا منصوبین رهبری از مخالفان ایشان هستند؟!
    پس چرا نوبت به دولت که می رسد انتظارات عجیب و غریب دارید؟

    “چرا او که این همه مخلص و فهیم است وقتی این حساسیت ها را می بیند، خود را کنار نمی کشد تا دولت همچنان پرتوان و بدون حاشیه باقی بماند؟”
    آیا مطمئن هستید که این اتفاق می افتد؟ مگر همین سخن را ماه ها پیش نمی گفتند و وقتی که دیدند دستشان از نقد اسلامی مشایی خالی است، گفتند که او به خاطر دلسوزی سکوت کند! (معلوم نیست چرا از خودشان مایه نمی گذارند که حاشیه سازی نکنند تا مشکلات حل شود؟) مشایی سکوت کرد، آیا اتفاقی که آنان ادعا می کردند افتاد؟!
    مشایی ساکت بود اما یک روز او را به راس اختلاس متهم می کردند، روز دیگر می گفتند ادعای بابیت دارد! یک روز ادعا می کردند که در سفر به آمریکا گرای مراکز حساس را داده است، روز دیگر (برخلاف حرف وزیر اطلاعات و ….) می گفتند که در بازار ارز و طلا اختلال کرده است تا تسلیم آمریکا شویم و …
    مشایی سکوت کرد، اما آیا آنگونه که وعده می دادند، ذهن های بیمار اصولگرایان آرام نشست و دست از دروغ سازی و حاشیه سازی علیه دولت برداشت؟؟
    نه برادر عزیز، مشکل از جای دیگر است که مسئله حتی با صبر دولت و حمایت آقا حل نشده است و همین مسئله، فتنه مخالفین دولت را بیش از پیش محتمل می کند.

    “چرا وقتی بعضی وزرا و معاونین دلسوز دولت به خاطر وجود مشائی تصمیم به ترک دولت می گیرند، او یک نفر نمی رود که چندین نفر بمانند؟”
    تا حالا که می گفتند وزرا را به خاطر مشایی برکنار کردند! حالا داستان عوض شده است و می گویند که خود وزرا به خاطر مشایی رفته اند!
    ما که بالاخره نفهمیدیم کدام داستان بی اساس را باور کنیم؟
    از کسانی که در استفعایشان شبهه ای نبوده است، من سقای بی ریا از شاگردان آیت الله مصباح را به خاطر می آورم که بعد از استعفا در مصاحبه ای گفته بود که “از همان ۶سال پیش فهمیده بود که مشایی قصد براندازی داشته است”
    (و من نفهمیدم که ایشان چرا تا حالا درباره براندازی مشایی ساکت بوده است و با براندازان نظام همکاری کرده است؟!)
    اگر منظورتان از دلسوزانی که به خاطر مشایی تصمیم به ترک دولت گرفته اند، امثال سقای بی ریای برانداز نظام است، همان بهتر که شرشان را از دولت کم کرده اند و اگر منظورتان شخص دیگری است که تصمیم به ترک دولت گرفته است، دقیقا بفرمایید.

    “اما منکر وجود انحراف در بعضی از اطرافیان احمدی نژاد نیز نیستم و این را نهایتا یک گروهک انحرافی می نامم”
    همان طور که گفتم دلایل را نه تنها نشاندهنده انحراف نمی بینم، بلکه انحراف عظیم را در مخالفین دولت می بینم.
    از شما یک سؤال دارم : وقتی شما حاشیه سازی (به زعم خودتان) را نشانه انحراف می دانید درباره حاشیه سای های اصولگرایان و مصباح و کیهان و توکلی و … با تهمت هایی نظیر “تهیه سی دی ظهور نزدیک است از سوی مشایی، فحشا و مشروب در مراسم ایرانیان مقیم خارج که توسط مشایی برگزار شد، اختلاس به وسیله مشایی، به هم ریختن بازار ارز برای کمک به آمریکا، تعطیلی کشور!، ادعای بابیت، فراماسونری، رمالی و ساحری و …” را نیز نشانه انحراف می دانید؟
    اگر جوابتان بله است که چرا علیه آنها موضع گیری نمی کنید؟ و اگر جوابتان خیر است، برای “معیارهای دوگانه” متاسفم.

    به علاوه، با تاسی از رهبری عزیز استفاده از لفظ انحراف و امثال آن را نشانه انحراف و زاویه داشتن با ولایت می دانم. زیرا حضرت آقا ۱۳ تیر امسال در دیدار فرماندهان سپاه و در سخنان کاملا معنی دار به آنان فرمودند:
    «یک وقت هست که یک جریانى در مقابل انقلاب مى آید قد علم میکند به قصد کوبیدن انقلاب، خب، وظیفه ى هر کسى است که دفاع کند . . . اما یک وقت این است قضیه، یک وقت نه، قضیه، قضیه‌ى ایستادگى در مقابل یک حرکت براندازانه و اینچنین نیست؛ اختلاف نظر، اختلاف سلیقه، اختلاف عقیده احیاناً است. اینها را بایستى هرچه ممکن است فرو کاست.»
    ایشان حتی برای اینکه بهانه را از همه بگیرند دقیقا به مقصود خود اشاره کردند: « لابد از جریانات خبر دارید و الان همین اوضاعى را که توی کشور هست، مى‌بینید که متأسفانه این علیه آن، آن علیه این»
    می بینیم که رهبر معظم انقلاب به اختلاف سلیه معتقدند و صراحتا جریان حامیان دولت را از فتنه گران جدا می کنند و انحراف را با اختلاف سلیقه رد می کنند.
    حالا باید از مدعیان ولایتمداری پرسید که آیا سخنان آقا را نشنیده اند و یا اینکه آقا را هم ناآگاه می دانند؟!
    به راستی چرا ماه ها است که مخالفان دولت، روبروی دستورات صریح ولی فقیه ایستاده اند؟!

    باشد که از رهبری عزیز تبعیت کنیم

    و السلام علی من التبع و الهدی

    [پاسخ]

    محمد نصرتی پاسخ داده در اسفند ۱م, ۱۳۹۰ ۷:۵۰ ب.ظ:

    با سلام
    استدلال های شما را می توان در این جمله خلاصه کرد: حال که دیگران بد می کنند، ما هم بد می کنیم.
    این درست نیست علی آقا که ما عملکردهای ناصحیح مشائی را با علمکرد ناصحیح دیگران توجیه کنیم.
    ——
    در ولایت مداری علامه مصباح و یاران او همین بس که بعد از تذکر رهبری مبنی بر عدم حاشیه پردازی، تعادل و انصاف را در نقد دولت رعایت کردند.
    البته در همین طیف هم تندروی هایی هست که مورد تأیید نیست.
    —–
    این چند تا مطلب رو که پیشترها نوشته ام رو پیشنهاد می کنم مطالعه کنید تا متوجه نگاه من به جریان رسانه علیه دولت بشوید:

    “شنیده شده است” های فارس / حرفه ای گری رسانه ای قربانی جدال سیاسی

    رسانه ی اصولگرا و این همه تناقض!

    رسانه های وابسته به سپاه تا چه اندازه ولایی هستند !

    طلب یاری رسانه ی اصولگرا از اصلاح طلبان برای تخریب دولت!

    [پاسخ]

  8. حبیب جلالپور
    ۴ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۸ | #8

    با سلام بنده نیز اصلا اعتقادی به انحراف به ان معناکه مخالفین دولت می گویند ندارم و دولت کریمه احمدی ن‍اد را پاکترین دولت در تاریخ ایران میدانم و حضرت اقا هم این اعتقاد را دارند از بیانات گهر بار ایشان معلو م است و لی این مخالفین نا جوانمردانه به تخریب روی می اورند و می خواهند اب را خود گل الود کنندو ااز اب کل الوده ماهی بزرگی بگیرند یاد شهید بزرگوار مهدی باکری به خیر که رزمندگان را به سه گروه تقسیم کرده اند کگروه اول انهایی که بعد از جنگ همه چیز را فراموش کرده و به تجارت و کارهای دیگر روی می اورند گروه دیگر همه خود را وامدار می دانند و به سهم خواهی خود ادامه می دهند و گروه دیگر همچنان به مبارزه می پردازند و از جان و مال خود مانند احمدی ن‍اد برای حفظ وحدت میگذرند ( نقل به مضمون) خداوند ریشه این دولت را پایدار کند اگر کسی نمی تواند بفهمد که چه خدماتی انجام شده است کافیست به سه چهار روستا که تاقبل از سال۸۴ ویرانه بوده اند سربی بزند و با مردم انجا گفتگو کند خواهد فهمید که منحرفین کیانند

    [پاسخ]

    محمد نصرتی پاسخ داده در اسفند ۵م, ۱۳۹۰ ۷:۰۳ ق.ظ:

    دوستان روشنفکر مرفه پایتخت نشین رو چه به روستاهای ویرانه!

    [پاسخ]

  9. حبیب جلالپور
    ۴ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۵:۴۲ | #9

    بنده تازه معنی این حرف را می فهمم ( من به منطقه ممنوعه وارد شده ام)

    [پاسخ]

  10. حسام
    ۴ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۲:۰۷ | #10

    عباس :
    سلام
    می خواهم چند لحظه ای با حقیقت روبرو شویم و خارج از داستان متعارف این روزها حرف بزنیم.
    واقعیت این است که رفتار تندروانه آقای مصباح باعث سرخوردگی بسیاری از مومنان شده است. آیت الله مصباح دائما از بزرگترین خطر اسلام حرف می زد اما حضرت آقا در دیدار فرماندهان سپاه و … به مقابله با آن پرداختند و به صورت علنی اعلام کردند که نه خطر بزرگ را قبول دارند و نه حتی انحراف را. ایشان اعلام کردند که موضوع فقط “اختلاف سلیقه” است.
    اما مصباح و یارانش، بی توجه به این سخنان نائب امام زمان (عج) به حاشیه سازی علیه دولت مشغول هستند.
    ضمن اینکه دروغ های بسیار زشت ایشان درباره سحر و فراماسونری و جبهه گیری شان علیه ولایت فقیه، باعث بی ارزش شدن نظرات علامه مصباح شده است.
    آیا این همه دروغ، نشانه انحراف نیست؟ اصلا مگر انحراف، معنایی غیر از انجام معاصی بزرگی نظیر دروغ و تهمت و .. دارد؟
    از آقای مصباح (که به حق، خط شکن حرمت شکنی علیه دولت بوده اند) بپرسید که سزای دروغگو چیست؟
    آیا کسی که دروغگوهای بسیار شنیعی نظیر ساحری و فراماسونری می گوید و باعث بردن ابروی دیگران می شود در حیطه اسلام قرار می گیرد؟!
    متاسفانه اسلام من، با صداقت و پیروی از ولایت فقیه گره خورده است و نمی توانم چشمم را روی انحرافات بزرگ ایشان و دروغ های مداوم و حاشیه سازی های جدی پایداری و اصولگرایان و بقیه فتنه گران یاغی ببندم.
    این ها واقعیاتی هستند که با ذره ای اندیشه مخلصانه و حق طلبی متضرعانه در محضر خدا بدست می آید و اگر از پروپاگاندایی که ساخته اند عبور کنیم، به راحتی نظرات خود را تصحیح می کنیم.
    اگر موضعمان کشف حقیقت باشد، لازم نیست به پاک ترین و انقلابی ترین دولت اسلامی ایران، تهمت انحرافی بزنم و موضوعی را که آقا “اختلاف سلیقه” می دانند به انحراف تبدیل کنیم تا رقیب از میدان بیرون شود.
    متاسفانه اطرافیان مصباح باعث صادر شدن تهمت های دروغ از دهان او شده اند و عاقبتش را خراب کردند.
    حیف از مصباح که این دروغ های علنی را گفت و حیف از کسی که ادعای اسلام کند و هنوز پشت سر این دروغگوها بایستد و متنبه نشود.
    نتیجه طبیعی رفتار دشمنان دروغگوی دولت این است که اگر کوچکترین مشکل “جدی” در دولت وجود داشت، نیازی به این همه دروغ نبود و خود این دروغ ها نشانه مسیر مستقیم دولت انقلابی دکتر محمود احمدی نژاد است.

    شاگردان ایشان را که دیگر نگووووووووووووووو!!

    [پاسخ]

  11. حسام
    ۷ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۱:۱۳ | #11

    محمد نصرتی :
    با سلام
    استدلال های شما را می توان در این جمله خلاصه کرد: حال که دیگران بد می کنند، ما هم بد می کنیم.
    این درست نیست علی آقا که ما عملکردهای ناصحیح مشائی را با علمکرد ناصحیح دیگران توجیه کنیم.
    ——
    در ولایت مداری علامه مصباح و یاران او همین بس که بعد از تذکر رهبری مبنی بر عدم حاشیه پردازی، تعادل و انصاف را در نقد دولت رعایت کردند.
    البته در همین طیف هم تندروی هایی هست که مورد تأیید نیست.
    —–
    این چند تا مطلب رو که پیشترها نوشته ام رو پیشنهاد می کنم مطالعه کنید تا متوجه نگاه من به جریان رسانه علیه دولت بشوید:
    “شنیده شده است” های فارس / حرفه ای گری رسانه ای قربانی جدال سیاسی
    رسانه ی اصولگرا و این همه تناقض!
    رسانه های وابسته به سپاه تا چه اندازه ولایی هستند !
    طلب یاری رسانه ی اصولگرا از اصلاح طلبان برای تخریب دولت!

    شما نتیجه ی مد نظر خود را از نظرات علی گرفتید اما می شد اینگونه نیز نتیجه گیری کرد:اگر مخالفان یا معاندان یا منتقدان مشایی نیت خالص در موضع گیری دارند چرا در قبال جبهه های مشابه اینگونه نیستند؟

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:wink: :-| :-x :twisted: :) 8-O :( :roll: :-P :oops: :-o :mrgreen: :lol: :idea: :-D :evil: :cry: 8) :arrow: :-? :?: :!: