اتحاد یا سهمیه بندی انحصاری قدرت ؟
مشکل از آنجا شروع میشود که ما معنی حزب را نمیدانیم.
آیا وقتی چند نفر وزیر و وکیل دور هم جمع میشوند و یک اسم و آرم برای خودشان انتخاب میکنند، آنها یک حزب هستند؟
حزب، با پشتوانه مردمی، معنا پیدا میکند. حزب در حقیقت گروهی از مردم و شهروندان یک جامعه است که دارای آرمانها و نگرشهای نزدیک به هم هستند و برای دست یابی به این آرمانها و اهداف، تشکیلات منظمی را ایجاد میکنند.
کسانی که به عنوان شورای مرکزی و مسئول و سخنگوی یک حزب معرفی میشوند، در حقیقت نمایندگان بخشی از مردم جامعه هستند و درخواستها و تفکرات آنان را بازگو میکنند.
احزاب برای رسیدن به قدرت سیاسی، با تلاشی مداوم، جهت کسب حمایت مردمی و تغییر نگرش طیفهای مختلف فکری جامعه و نزدیک کردن تفکرات آنها به تفکرات خودشان و اقناع افکار عمومی، با یکدیگر مبارزه میکنند.
با این تعریف، شما قضاوت کنید و نظر بدهید آیا گروههایی که تحت عنوان جبهه متحد اصولگرایان، دور هم جمع شده اند، حزب و نماینده مردم هستند یا خیر؟
باهنر نماینده ی کدام بخش از مردم جامعه است؟
اصلا حزبی به نام طرفداران قالیباف وجود دارد که او به تنهایی به عنوان یک حزب و نماینده مردم، برای خود نماینده تعیین میکند؟
جمعیت ایثارگران و رهپویان، نماینده کدام گروه از مردم هستند؟
راست سنتی را میتوان حزبی با پشتوانه مردمی دانست؟
حماسه ۲۷ خرداد ۱۳۸۴ به همه اثبات کرد که فردی به نام “احمدی نژاد” بدون حمایت هیچ حزب و گروهی، قادر است رأی تاریخی مردم را کسب کند. تکرار این حماسه در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ نشان داد که ما همچنان در کشورمان چیزی به نام حزب قدرتمند با پشتوانه مردمی نداریم.
خب، وقتی نمی توان این گروههایی را که تحت لوای جبهه متحد اصولگرایان گرد هم جمع شده اند را نماینده طیفهای مختلف فکری جامع نامید، باید چه نامی بر آنها نهاد؟
آیا این چیزی غیر از معامله بین کانونهای قدرت و ثروت نیست؟
آیا جبهه متحد اصولگرایان نوعی شرکت سهامی چند + چند نیست؟
آیا این وسط، چیزی نصیب مردم خواهد شد؟
انتخابات مجلس و درک ماهیت کاندیداها؛ نیاز به صرف وقت و تلاش فکری و مطالعه فراوان دارد و این از حوصله اکثر مردم جامعه خارج است؛ به همین خاطر آنها بیشتر به سرلیستها، افراد سرشناس هر لیست، حامیان و شعارهای آنها نگاه میکنند.
به همین دلیل است که فردی مثل باهنر از مجلس شورای اسلامی بیرون برو نیست. امثال او خوب میدانند که میتوان با چانه زنی و لابی وارد لیستهایی شد که مردم به آنها اعتماد خواهند کرد.
من به تقسیمبندیهایی که در بعضی سایتها صورت گرفته (و مثلا گفته اند یازده نفر از جمعیت ایثارگران و رهپویان و سه نفر از طرف قالیباف و پنج نفر از گروه باهنر و … در لیست جبهه متحد وجود دارند)، کاری ندارم. اما حرف من این است که چه کسی گفته این لیستی که از چند گروه انحصاری تهیه شده است، نماینده مردم اصولگرا هستند؟
چه کسی گفته این سیاستمدران پیر و کهنه کار که سالهاست در بازیهای قدرت مشارکت دارند، همگی اصولگرا هستند و میتوانند نماینده مردم اصولگرا باشند؟
ما از شکل گیری جبهه پایداری بسیار خوشحالیم، چون این انحصارگرایی را شکست و مردانه مقاومت کرد و در مقابل تخریبها ایستاد.
حال مردم متوجه میشوند که پشت این پرچم برافراشته با شعار جبهه متحد اصولگرایان، چهره چندان زیبایی وجود ندارد و نباید “چشم بسته” به این لیست رأی داد.
مردم باید در انتخابات مجلس هوشیارانهتر عمل کنند و همان سطح بصیرت و توجهی که درانتخابات ریاست جمهوری به خرج میدهند، در این انتخابات نیز به کار گیرند. اما به هر حال نباید به گروههای سیاسی اجازه داد که از این غفلت مردم سوء استفاده کنند.
–
لینک مرتبط:
موج دوم خالص سازی و جبهه ی پایداری
چهره هایی برای همه ادوار! + تاریخ تولد
به نام آیت الله، به کام ایثارگران!
*






سلام
خدا قوت
الحق والانصاف وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید
وبلاگ شما را لینک کردم
شما هم اگر مایل هستید وبلاگ مرا با نام ارتش سایبری لینک کنید.
cyber-army.blogfa.com
یا علی
[پاسخ]
مطمئنا اختلاف آراء حتی در برخی ضروریات عقدیتی بین همین اعضای “جبهه متحد” سوای مباحث سیاسی روز وجود دارد که باعث اختلافات گستردهتری میشود! ولی در مقابل جبهه پایداری یکدست و یکدست است.
[پاسخ]
محمد نصرتی پاسخ داده در بهمن ۲۰م, ۱۳۹۰ ۴:۰۶ ب.ظ:
گویا دشمن مشترک خطرناکی را یافته اند که اینگونه مقابلش ایستاده اند
[پاسخ]
لیست انتخاباتی جبهه متحد نه یک لیست بر اساس اصول بلکه یک شرکت سهامی برای تمام فصول
[پاسخ]