خانه > گاه نوشت سیاسی - اجتماعی > موج دوم خالص سازی و جبهه ی پایداری

موج دوم خالص سازی و جبهه ی پایداری

اگر در انتخابات ۸۸، چهره‌ی واقعی بسیاری از فعالین و گروه‌های سیاسی، برای مردم شفاف‌تر شد، انتخابات ۹۰ نیز به خالص‌سازی بیشتری خواهد انجامید.

انتخابات سال ۸۸، سبب خالص‌سازی گسترده‌ی گروه‌ها و احزاب و افرادی بود که سال‌ها شعارهای انقلابی می‌دادند و خود را پایبند به نظام و قوانین و ولایت فقیه می‌دانستند ولی دلشان را به جای دیگری گره زده بودند. در این امتحان بزرگ، عده ای مردود شدند و جایگاه خود را نزد مردم از دست دادند و دیگر به این زودی‌ها امکان بازگشت نخواهند داشت.

انتخابات سال ۹۰، پرده از چهره‌ی کسانی برخواهد داشت که هر چند توانستند در انتخابات ۸۸، همچنان چهره‌ی خود را نزد مردم موجه جلوه بدهند، اما در این انتخابات، به تدریج ماهیت خود را آشکار خواهند کرد.

این خالص‌سازی دوباره، با ظهور “جبهه پایداری انقلاب اسلامی”، توانسته رخ بنماید. جبهه پایداری، همچنان بر اصول خود پایدار است و نشان داد که نمی توان با با شعار “وحدت” ، با هر کسی دست داد. جبهه پایداری، توانسته بر مواضع خود پایدار بماند و با وجود فضاسازی سنگین رسانه‌های به اصطلاح اصولگرا، همچنان مسیر خود از انحراف دور نگه دارد.

موج دوم خالص سازی و جبهه پایداری

اما این خالص‌سازی دوم از چند جهت قابل بررسی است:

* جدایی سیاست‌بازان از اخلاق‌گرایان سیاسی

به نظرم من مهم‌ترین وجه شفاف‌سازی که در این انتخابات برای مردم رخ خواهد داد، جدایی افرادی است که قائل به اخلاق سیاسی هستند از کسانی که برای رسیدن به اهداف سیاسی خود از هیچ ابزاری فروگذار نیستند.

نمی‌توان ادعای اصولگریی داشت ولی به اخلاق سیاسی پایبند نبود. نمی‌توان برای اثبات خود به تخریب دیگران پرداخت.  وجود “انحراف” برای هیچ انسان ولایت‌مداری قابل تحمل نیست و باید ماهیت این جریان برای مردم شفاف‌سازی و تبیین شود. اما در مواجهه با “انحراف” موجود در اطرافیان احمدی نژاد، شاهد دو نوع رفتار بودیم که یکی سیاست‌بازانه و یکی اخلاق‌گرایانه بوده است.

این یکی از وجوه تمایز “جبهه متحد اصولگرایان” و “جبهه پایداری” است. که به نظر من شکل‌گیری جبهه پایداری نتیجه نوعی خالص‌سازی اخلاقی از دل اصولگرایان بوده است.

*

* جدایی تک‌ماده‌های فتنه‌ی ۸۸ از عمارها

خالص‌سازی از ساکتین و همراهان و آتش‌بیاران “فتنه ۸۸″ یکی از مهم‌ترین عوامل تشکیل “جبهه پایداری انقلاب اسلامی” در مقابل “جبهه متحد اصولگرایان” است.

چرا باید گروهی که ادعای پایبندی به اصول انقلاب اسلامی دارند، با کسانی که در تشخیص این اصول و ماهیت وقایع سیاسی موجود در جامعه کندذهنانه عمل می‌کنند، دست بدهند؟

چرا باید با افرادی که زیرکانه و منفعت‌اندیشانه به دنبال ماهی‌گیری از هر ماجرای سیاسی در کشور هستند با کسانی که عمارگونه تا پای جان برای انقلاب و رهبری تلاش می‌کنند در یک گروه قرار بگیرند؟

*

* جدایی محدودنگران از پیشینه‌نگران

توجه به گذشته‌ی افراد و جریانات سیاسی و رفتارها و عملکرد آنها در طول حیات سیاسی‌شان، یکی از عوامل مهم خالص‌سازی دوم است. کسانی که با هر گروهی با توجه به صحبت‌های امروزشان و بدون توجه به پیشینه عملکردی آنها، هم کلام و هم آواز می‌شوند، در این انتخابات توسط مردم خالص‌سازی خواهند شد.

فعالین جبهه پایداری به تاریخ انقلاب اسلامی، توجه ویژه‌ای دارند و در تحلیل جریانات و فعالین سیاسی امروز همواره نگاه دقیقی به عملکرد تاریخی آنها دارند.

چه دلیلی دارد که برای ارائه یک لیست انتخاباتی، ما اصولگرایی را دچار خدشه کنیم. این مطلب با مسئله “جذب حداکثری” متفاوت است. “جذب حداکثری” یعنی تحمل و احترام و نقد منصفانه سلیقه‌های مختلف فکری که در چارچوب نظام اسلامی در حال فعالیت‌های سیاسی و غیرسیاسی هستند.

زمانی که گروهی به نام اصولگرایان اعلام موجودیت می‌کنند باید به آنچه “اصول” می‌نامند، پایدار باقی بمانند. نمی توان این اصول را کمی نادیده گرفت تا فلان گروه را نیز وارد دایره اصولگرایی کرد.

جذب حداکثری می‌تواند شعار و استراتژی خوبی برای اصولگرایی باشد ولی بدین معنا نیست که ما افرادی را به عنوان اصولگرا به مردم معرفی کنیم که چندان به این اصول پایبند نیستند.

جذب حداکثری یعنی اینکه اگر من به عنوان فردی اصولگرا به قدرت و مسئولیت برسم، به گروه‌های مختلف فکری اجازه تنفس سیاسی و آزادی بیان می‌دهم. به دنبال حذف آنها نیستیم. اما تفسیر این مسئله این نیست که من هر کدام از این گروه‌های مختلف فکری را “اصولگرا” می‌دانم.

-

* جدایی “سیاست بر پایه ثروت” از “سیاست بر پایه اصول”

در جریان انتخابات شاهد آشکار شدن بیشتر پیوند کانون‌های ثروت و قدرت سیاسی هستیم. انتخابات و تبلیغات خرج دارد و این هزینه‌ها باید تأمین شود…

امید است که در انتخابات مجلس نهم، مردم به جای توجه به زرق و برق تبلیغات به سخنان و پیشینه عملکردی کاندیداها توجه کنند. با توجه به رشد بصیرتی عمیق مردم در انتخابات ۸۸، حتما در انتخابات ۹۰ شاهد ورود بیشتر نمایندگانی هستیم که سیاست‌مداری آنها بر پایه اصول است.

جبهه پایداری انقلاب اسلامی نیز با جدایی از جبهه متحد اصولگرایان، نشان داد که حاضر است از حمایت مالی موجود در اتحاد با این جبهه، چشم بپوشد تا سیاست‌ورزی‌شان بر پایه “اصول” باقی بماند.

-

* جدایی اصلی‌گرایان از اصولگرانماها

اصلی‌گرایی یکی از وظایف مهمی است که رهبری بر دوش نخبگان و خواص جامعه و صاحبان رسانه‌ها نهاده است. اصلی‌گرایی یعنی توجه به اصول و مسائل اصلی و عدم بزرگ نمایی و پرداختن بیش از حد به حواشی سیاسی و اجتماعی موجود در جامعه. این مسئله بسیار مهمی است که موجی دیگر از خالص‌سازی را به راه خواهد انداخت.

وقتی پرداختن به حواشی جهت تبیین و آگاه سازی مردم و با توجه به “اهمیت” آن مسئله باشد، کار بسیار خوبی است ولی وقتی این پرداختن برای کسب توجه جامعه و تخریب گروه‌های مخالف و اثبات جایگاه خود باشد، دیگر جای تأسف دارد.

خطوط اصلی فضای سیاسی و اجتماعی جامعه توسط رهبری تعیین می‌شود و این برای همه روشن است. مردم کاملاً متوجه هستند که امروز کدام مسئله، مسئله اصلی است و وقتی با حاشیه‌پردازان روبرو می‌شوند، کم کم متوجه چرایی این رفتارهای آنها می‌شوند خالص‌سازی دیگری رخ خواهد داد.

به عنوان مثال چهره‌های شاخص جبهه پایداری انقلاب اسلامی، مدتی به تبیین “گروهک انحرافی” پرداختند و در شفاف‌سازی ماهیت این جریان بسیار تاثیرگذار بودند. اما زمانی که با تخریب ناجوانمردانه دولت دهم به بهانه “جریان انحرافی” روبرو شدند، ضمن اعلام تبری از انحراف، خدمات دولت را تجلیل نمودند.

دفاع “جبهه پایداری انقلاب اسلامی” از “گفتمان انقلاب اسلامی” و پرچم دار آن و تشخیص و تفکیک اصل از حاشیه نکته مهمی است. این یک اقدام تحسین برانگیز است و یکی دیگر از عوامل جدایی این جبهه از جبهه متحد اصولگرایان.

در انتخابات ۹۰ انشاالله شاهد نمود یک “رشد اجتماعی” دیگری در مردم خواهیم بود که به حضور افرادی لایق‌تری در مجلس نهم خواهد انجامید.

 –

لینک مرتبط:

من عااااااشق رأی مردم هستم !

“شنیده شده است” های فارس / حرفه ای گری رسانه ای قربانی جدال سیاسی

 زنگ خطر ماکیاولیسم رسانه ای

رسانه ی اصولگرا و این همه تناقض!

رسانه های وابسته به سپاه تا چه اندازه ولایی هستند !

طلب یاری رسانه ی اصولگرا از اصلاح طلبان برای تخریب دولت!

افشای لیست نامزدهای جریان انحرافی

*

  1. ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۸:۱۰ | #1

    سلام
    واقعا خوب/ممکنه تو بعضی جاها مطالبت رو نپسندم ولی در کل خیلی خوب مینویسی به نظرم
    موفق باشی

    [پاسخ]

    محمد نصرتی پاسخ داده در بهمن ۱۷م, ۱۳۹۰ ۷:۰۰ ب.ظ:

    علیک سلام
    شما لطف دارین
    خوبه که از نقدتون بهره مند بشیم. چون من صادقانه عقایدم رو می نویسم و خیلی وقت ها شده که با نقد دوستان متوجه اشتباهاتم شدم و عقایدم رو رفرش و تصحیح کردم.

    [پاسخ]

  2. ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۹:۳۰ | #2

    سلام
    من دوست داشتم همه اصولگراها با هم متحد باشن ولی با این وضعیت همان بهتر که متحد نباشند. الان همه اصولگرا شدن! بالاخره باید یکی اعتراض می کرد

    [پاسخ]

    محمد نصرتی پاسخ داده در بهمن ۱۷م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    علیک سلام
    موافقم، نکته ظریفی بین گسترش دایره اصولگرایی و جذب حداکثری است که نمی دونم تونستم تو متن منظورم رو برسون یا نه

    [پاسخ]

  3. ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ در ۲۰:۴۷ | #3

    سلام من مایل به تبادل لینک با شما هستم باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  4. ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ در ۰۹:۴۱ | #4

    سلام…یه سوال پیش میاد که اصلا چرا باید افرادی که نشون دادند بر سر منافعشون از اصول می گذرند در لیست متحد اصولگرایی قرار بگیره؟!!!شما لینک شدید.
    با “چرا پدر سینما دین ندارد؟” آپ هستم، حتما به من سر بزنید و اگر می توانید حتما باز نشر نمایید.

    [پاسخ]

  5. ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۱ | #5

    سلام دوست عزیز شما هم با اسم عنوان وبلاگتون لینک شدید.میشه اسم منو با نام عنوانم” آرامشم ده” تغییر بدید؟ لئو پاکر اسم خودمه!!!!!!!! ممنون

    [پاسخ]

  6. ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۰:۳۸ | #6

    نظرت در مورد امثال روان بخش چیه؟

    [پاسخ]

    محمد نصرتی پاسخ داده در اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۱ ۸:۴۷ ب.ظ:

    راستش خودم چندان از بعضی ویژگی ها و پیشینه رفتاری آقای روان بخش خوشم نمیاد
    ولی به هر حال این ادم نسبت به بسیاری از کاندیداهای جبهه متحد بهتره،
    از طرفی شاید تندروی داشته باشه ولی تفکراتش انقلابی و ولایی است. فراتر از جناح هاست و دنبال منافع شخصی نیست.
    همین خصلت ها نشون میده که اگر با یک جمعی مثل جمع جبهه پایداری قرار بگیره و کنترل بشه می تونه خیلی موثر باشه
    همچنان که در ایام انتخابات دور اول رفتار معقول و خوبی داشت که نشون میده قابل اعتماده
    به هر حال من ترجیح میدادم اسم کس دیگری جای ایشون در لیست جبهه پایداری می بود ولی در حال حاضر وظیفه خود می دانم که به کل لیست جبهه پایداری رای بدم.
    این جمع، قابل اعتماده حتی اگر عده ای در این جمع تندروی و کندروی داشته باشند نهایتا انشاالله به تعادل خواهند رسید

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:wink: :-| :-x :twisted: :) 8-O :( :roll: :-P :oops: :-o :mrgreen: :lol: :idea: :-D :evil: :cry: 8) :arrow: :-? :?: :!: